دوازدهم فروردین ماه، روز همه پرسی جمهوری اسلامی است. مردم ایران با اکثریتی قاطع به نظام جمهوری اسلامی در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه سال 1358 با اکثریت 98/2 رای دادند. همین مطلب در اصل نخست قانون اساسی درج شده است.
بار ها گفته شده است که مراد از جمهوری اسلامی این است: جمهوریت شکل و ساختار نظام و اسلامیت جهت و محتوای نظام را تعیین می کند. انتخابات خردادماه سال 1388 که سی سال پس از همه پرسی برگزار شد و پیامد های آن تا به امروز و تا فردا ادامه دارد. محکی است که می توان هم جمهوریت را با آن سنجید و هم در باره اسلامیت نظام داوری کرد.
داوری در باره نظام جمهوری اسلامی- در باره عیار جمهوریت و اسلامیت- از کدام زاویه بنگریم و داوری کنیم؟
برخی باور دارند که ملاک و معیار جمهوریت و اسلامیت نظر و اندیشه و یا فتوای ولی فقیه است. در این باره نشانه های متعددی وجود دارد:
یکم: شورای نگهبان بارها برخی قوانین را به استناد این که ولی فقیه با آن قانون مخالف است، رد کرده است. در دوره مجلس ششم نمونه هایی از این دست را می توان یافت.
دوم: در مورد انتخابات 22 خرداد ماه 1388، برخی به استناد تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد گفتند:" دیگر با تنفیذ ماجرا تمام شد. در واقع رییس جمهور با تنفیذ ولی فقیه رییس جمهور می شود و رای مردم تنها مقدمه انتصاب رییس جمهورست"
در واقع بر اساس این نظریه و یا رویه که بیش از همه در کتاب ولایت فقیه آیه الله مصباح یزدی بحث و بررسی شده است، ملاک و معیار، سخن و نظر و اندیشه ولی فقیه است.
وقتی در باره جمهوریت که با صندوق رای سنجیده می شود، می توان چنین برداشتی داشت و در حقیقت رای مردم را زینتی محسوب کرد، بدیهی ست که در فهم مسایل و مباحث اسلامی به طریق اولی هر چه ولی فقیه بگوید همان اسلام است. اگر هم ما در فهم نظر و رای ایشان با ابهام و اشکال رویارو شویم، باید مثل موسی صبور باشیم و رای و نظر خضر ولایت را از دل و جان بپذیریم.
در واقع در بخش جمهوریت از بعد سیاسی و اجتماعی هر چه ولی فقیه بگوید همان جمهوریت است. هر وقت هم ولی فقیه از مردم سخن می گوید و مردم را تمجید می کند،پ مراد مردمی هستند که مطابق نظر ایشان جهت می گیرند و حرکت می کنند. اگر سه میلیون نفر در25 خرداد ماه 1388 به خیابان و میدان بیایند و از میدان امام حسین تا میدان آزادی از جمعیت موج بزند، اینان نادیده گرفته می شوند و" زورآزمایی خیابانی" نامیده می شوند و اگر جمعیتی به مراتب محدودتر با سازماندهی حکومتی به خیابان بیایند، می شود:" سرفصل نوینی در تاریخ ایران".
ولی فقیه می شود امام علی علیه السلام و منتقدان هم در نقش دشمنان علی و یا مردم کوفه معرفی می شوند.
به عبارت دیگر جمهوریت در سلیقه سیاسی یک نفر تقلیل داده شده است و اسلامیت هم نظریه همان فرد است. این است جمهوری اسلامی ایران.
شما هم اگر اهل نقد ونظرید بایست تایید کنید و یا دم فرو بندید و یا به سفارش سعدی باور داشته باشید:
اگر شه روز را گوید شب است این
بباید گفت اینک ماه و پروین
و گرنه اگر خودی خودی هم باشی و عدالت خواهی و جوانمردی جانت را بر آشوبد و در برابر ستم بایستی...سرنوشتت می شود سرنوشت محمد نوری زاد...سرو سبزی در نهضت سبز ملت ایران.
مرحوم آیه الله منتظری که در واپسین ماه های عمر خویش صریح و ساده گفت:" آن چه در کشور ما می گذرد نه جمهوری است و نه اسلامی" در حقیقت به این تقلیل یافتگی حیرت انگیز در کشور ما اعتراض کرد. اعتراضی که موجب شد، خانواده و دوستانش نتوانستند برای او مجلس ختم برگزار کنند و تشییع جنازه همسرش بانو ربانی هم بدون جنازه برگزار شد...این ها نشانه های حاکمیت جمهوری اسلامی به روایت تازه است. جمهوری که جمهور مردم بدان معترضند و اسلامیتی که مهمترین و شاخصترین مراجع تقلید در باره اش نقد و نظر دارند و یا سکوت کرده اند.
فردا روزتوجه به ظاهر و باطن جمهوری اسلامی به روایت قانون اساسی و بررسی چرایی تقلیل آن در قواره یک شخص است.
منبع: جرس