روز شمار حصر:

طنز سبز / یکی فَطنه رجبی رو بگیرین فتنۀ بیرجندیها نشه

ندای سبز آزادی : تو ولایت مادری مون (بیرجند) مردم با لحجۀ محلی به فاطمه میگن فَطنه. نمی دونم چرا. ولی اینجوری میگن خوب. مگه شما به به پژو اس.دی نمی گین پژو جنیفری!؟ (به خاطر صندوق عقبش) اونا هم دوست دارن اینجوری بگن دیگه.
خلاصه از وقتی که این قضیۀ فتنه تو ادبیات مسئولین محترم باب شده، کلی اسباب خندۀ ملت بیرجندی فراهم شده. هی مسئولین از فتنه صحبت می کنن و مردم بازی زبانی راه می ندازن. مثلا وقتی مقامات عظمی میگن فتنه توطئۀ خارجی بود، ملت میگن: «فَطنه تو چی بود؟» یا می گن: «نه بابا باور کنین این فَطنه از بچگی تو همین محل بزرگ شده. البته ما هم دوست داشتیم یکم شبیه خارجیا بود، اما خوب چیکار کنیم دیگه، فطنه کاملا از خودمونه.» یا وقتی یکی از مسئولان گفت: «فتنه قبلا هم وجود داشت، اما پس از انتخابات خودش را عریان کرد، ملت بیرجندی گفتن: «ای شیطون! اینجا که بود خودشو خوب می پوشوند. حالا که رفته تهرون عریان شده. مگه ما چمون بود که رفتی با تهرانیا...
حالا هم دو تا قضیه پیش اومده که اسباب خندۀ ملت بیرجند حسابی به راهه. اولیش این جریان حرفای مشائی است که مشهور شده به فتنۀ دوم هست. مردم میگن: « اون فَطنه اولیه که مردمی بود از آخر تو تلویزیون نشونش دادن که همش با خواص بی بصیرت چرخیده و خودش رو به اونا فروخته. بعضی ها هم میگن به بخش خصوصی واگذار شده. ولی این فَطنه دوّمیه چون دولتیه قراره سهمیه بندی بشه که با همه یک جورایی مهرورزی کنه. میگن با کارت سوخت هم کار میکنه.»
دومین قضیه هم حرفای این فاطی رجبی هست. هرچند که آقای موسوی پیارسال گفت بهش کاری نداشته باشین و همۀ مردم بندۀ خدا هستن و اونم طبیعتش اینجوریه و دست خودش نیست...، اما بازم مردم بیرجند حسابی طرف رو سوژۀ خنده کردن. مخصوصا الان که گفته «ما دنبال حکومت اسلامی بودیم، نمی دونیم این جمهوری اسلامی از کجا در اومد.» مردم میگن: «ما هم دنبال آنجلینا جولی بودیم، نمی دونیم این فَطنه ها از کجاش در اومد.» حالا یکی فَطنه رجبی رو بگیره فتنۀ بیرجندیها نشه باز که قضیه ناموسی میشه.

--