روز شمار حصر:

شفافیت، گرگ ها و بره ها / سید ابراهیم نبوی

می گویند شفافیت در برابر یک حکومت پلیسی ، مثل استریپ تیز یک بره در برابر چشمان گرسنه یک گرگ است. شاید اگر دندانهای تیز گرگ را در خاطر نداشته باشید، یا تصویر گرگ را از پشت کامپیوتر دیده باشید، به عمق ترسی که ممکن است در دل هر بره ای از هر گرگی افتاده باشد پی نبرید. البته از یاد نبرید که مساله اصلی ما، داستان ترس و وحشت ناشی از درد و رنج و فشار نیست، بلکه مساله مرگ و زندگی است. اینکه برادری که به اسم گرگ روبروی شما ایستاده، فقط شما را تحقیر نخواهد کرد و از حقوق انسانی محروم نخواهد کرد، او براحتی می تواند شما را بکشد، یا سالها به زندان بیاندازد.

البته، ریاکاری یکی از بدترین خصوصیات زندگی ما شرقیان است. در این هیچ تردیدی نیست، اما شفافیت با وضع ما چه نسبتی دارد؟ آیا ما ایرانیان که با حکومتی سروکار داریم که اگر خدای ناکرده پای مامورش به داخل خانه ما برسد، براحتی برای سالها زندان، می تواند مدرک از اشیاء عادی خانه ما مدرک جمع کند، می توانیم براحتی موجوداتی شفاف باشیم؟ توضیح این امر کاری بسیار ساده است. مثلا فرض کنید در آلبوم عکس خانه شما، یا یخچال خانه، یا کتابهایی که در خانه دارید، یا کامپیوتری که در خانه دارید و با آن برای دوستان تان نامه می فرستید و از آن طریق خبرها را می خوانید، یا محتویات یخچال شما یا فیلمهای موجود در خانه، هر کدام براحتی می تواند دلیلی باشد مبنی بر اینکه شما مجرمی هستید خطرناک که سی سال، یا بیست سال یا ده سال قبل و یا همین دیروز فلان جرم را انجام داده اید. شاید به همین دلیل است که اولین چیزی که در هنگام خطر باید پنهان کنید، آلبوم های عکس، هارد کامپیوتر، دفتر تلفن و بطور کلی هر چیزی است که می تواند فکر شما یا روابط شما را نشان دهد.

لابد توضیح این امر ضرورت ندارد که در حال حاضر، یعنی همین پارسال، حداقل صد تا هزار نفر به جرائمی چنین محکوم شدند: " تماس اینترنتی با بی بی سی" ، " داشتن مدارک محرمانه از بیست سال قبل"، " کشف اسناد توطئه علیه نظام"( دست نوشته های منتشر نشده افراد)، " تماس تلفنی منافقین با فرد مذکور که وی به تلفن پاسخ نداده و آن را قطع کرد، با این وجود ارتباط او محرز است، استفاده از فیس بوک، تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار خبر در رسانه های انگلیسی و آمریکایی.

پس عجیب نیست اگر نتیجه بگیریم که حفظ مخفی کاری و رعایت شدید ارتباطات قابل پیگیری توسط دولت و حکومت، یکی از قواعد اولیه مبارزه با حکومت است. این مخفی کاری طبیعتا باید شامل مواردی بی شمار بشود، از جمله رابطه با دوستان و خویشان و از همه مهم تر رابطه میان ایرانیان داخل و خارج از ایران. در سال گذشته از 12 همکار ما در یکی از رسانه های سیاسی غیر رادیکال در داخل کشور، پنج نفر از آنان به زندان محکوم شده و از زمان دستگیری هنوز آزاد نشده اند و بقیه، تقریبا جز یک نفر، همه شان از ایران خارج شده اند. بنا براین عجیب نیست که رسانه هایی که خبرهای داخل ایران را منتشر می کنند، یا منابع خبری شان در داخل ایران است، طبعا مخفی کاری را رعایت می کنند تا منابع خبری شان را نسوزانند.

آیا منظور ما از این گفته ها این است که ما نباید شفافیت داشته باشیم؟ بله. دقیقا منظور این است. وقتی یک حکومت قصد دارد اطلاعاتی درباره اعضای یک رسانه مثل تلویزیون سبز یا جرس یا ندای سبز آزادی به دست بیاورد، ما نمی توانیم اطلاعات مذکور را در سایت مان بطور علنی و آشکار منتشر کنیم. چرا که از این طریق کانال های اطلاع رسانی را کور کرده و تعداد زیادی افراد را در معرض خطر قرار می دهیم. بسیاری از مقالات و نوشته هایی که توسط نیروهای اپوزیسیون در رسانه های آنان منتشر شده و در عمل روابط میان نیروهای رسانه ای جنبش سبز را آشکار می کند، عملا جاسوسی برای سیستم حکومتی ایران محسوب می شود.

البته یک راه دیگر هم وجود دارد، اینکه ما با شفافیت کامل همه اطلاعات مان را منتشر کنیم، مقدر و میسر است، اما باید بپذیریم که با این کار منابع خبری مان را در داخل در معرض خطر قرار دهیم. مثلا فرض کنید عکس نویسنده ای را که ده سال است با نام مستعار کار می کند و حکومت بخاطر نوشته های او می تواند بیست سال او را به زندان بفرستد، برای وزارت اطلاعات پست کنیم و آدرس او را نیز برای وزارت مذکور ارسال کنیم. یک بار وقتی حسین درخشان به ایران رفته بود، و اصرار داشت خبرش منتشر نشود، یکی از دوستان مشترک بی محابا خبر سفر او را منتشر کرده بود. برایش نوشتم که انتشار این خبر به منزله ایجاد خطر برای اوست. گفت " به درک، این همه ما را اذیت کرد، بگذار تاوانش را بدهد."

اپوزیسیون خارج از ایران، گاه برخوردی غیرمسوولانه با نیروهایی دارد که در داخل ایران زندگی می کنند. یک بار یکی از کارمندان حزب کمونیست کارگری، در یکی از جلسات سخنرانی من گفت " شما از طریق طنز سعی می کنید مقصودتان را پنهان کنید، باید موضع روشن خود را در مورد ولایت فقیه، براندازی نظام و شخص خمینی روشن کنید." به او گفتم: " اتفاقا این ها دقیقا همان سووالاتی است که بازجویان وزارت اطلاعات از من می کردند و از من می خواستند که مواضع خود را آشکار و روشن بگویم." تقریبا همه کسانی که در جریان قتل های زنجیره ای کشته شدند، مثل سعیدی سیرجانی، محمد مختاری، داریوش فروهر، توسط اپوزیسیون خارج از کشور متهم به جاسوسی برای حکومت شده بودند. در کنفرانس برلین اپوزیسیون خارج از کشور، باعث بیش از بیست سال زندان برای کسانی شد که به دعوت سبزهای آلمان به این کشور رفته بودند و بلافاصله بعد از بازگشت به ایران از فرودگاه به زندان رفتند.

داشتن انتظار برخورد شفاف اپوزیسیون، توسط کسانی که تصمیم گرفته اند که در خارج از ایران زندگی کنند و قصد سفر به ایران را هم ندارند، در مورد افرادی که سعی می کنند با پذیرش خطر و ریسک بالای خبررسانی در داخل ایران، جامعه را آگاه کنند، از دو حالت خارج نیست. کسانی که اطلاعات مربوط به گروههای مبارز و خبررسانان جنبش را بطور علنی منتشر می کنند، یا واقعا ماموران خطرناک حکومتی هستند که می خواهند جنبش آزادی ایران را نابود کنند، یا دچار عقده بی توجهی هستند و تلاش می کنند تا از طریق کارهای عجیب و غریب توجه دیگران را به خود معطوف کنند.

منبع: جرس

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.