روز شمار حصر:
پاسخ های تاجزاده به سئوالات مردمی

پیرامون شعارهای روز قدس

پاسخ های تاجزاده به سئوالات مردمی
پاسخ های تاجزاده به سئوالات مردمی

ندای سبز آزادی: در پی اعلام آمادگی سید مصطفی تاج‌زاده برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های حامیان جنبش سبز از وی، صدها پرسش از طریق ایمیل و شبکه‌های ارتباطی مجازی مطرح شدند.

بدیهی است پاسخگویی به تمامی پرسش‌های مطرح شده فرصت و مجال فراخ‌تری را می‌طلبید و از آنجا که بسیاری از سوالات تکرار شده‌اند و پاسخ بسیاری از آنها هم در مقالات تحلیلی ایشان آمده است ، لذا اکثر پرسش‌های مهم مطرح شده، دسته‌بندی شده و طبق وعده قبلی به تدریج منتشر خواهند شد.

لازم به ذکر است بخش اول این پرسش و پاسخ را در اینجا میتوانید مطالعه نمائید.

به گزارش تحول سبز بخش دوم سئوالات مردمی مطرح شده به شرح زیر میباشد:

سئوال : درباره شعارهای مردم در روز قدس سال گذشته چه نظری دارید؟

تاجزاده : بین شعارهای زیبا و مشترکی که در روز سبز قدس سال ۸۸ طنین افکن شد، شعار “نه غزه، نه لبنان- جانم فدای ایران” برجسته‌تر شد و مورد توجه دو گروه و دو رسانه متضاد داخلی و خارجی قرار گرفت که هر یک از آن ها با توجه به کمبود امکانات رسانه‌ای جنبش سبز و بر مبنای انگیزه‌های متفاوت، استفاده خاص خود را از آن شعار نمودند که در اغلب موارد بر خلاف خواست شعاردهندگان بود. به نظر من طرح آن شعار از یک جنبه به دلیل نوعی واکنشی بودن آن در برابر سوءاستفاده حزب پادگانی از صهیونیزم ستیزی غیردموکراتیک درخور تأمل است، اگرچه خود به دلایلی بین سبزها موجد اختلاف نظر شده است. من دلیل واقعی طرح این شعار را افشای این نکته می‌دانم که حزب پادگانی با سر دادن شعارهای رادیکال ضداسرائیلی و در پوشش دفاع از مردم غزه و لبنان می کوشد نقض آشکار حقوق مسلم ایرانیان را پنهان کرده و به فراموشی بسپارد. روش فوق نه تنها حقوق هم‌وطنان ما را نقض می کند، بلکه به استقلال، تمامیت ارضی ومنافع ملی هم آسیب­ می‌رساند. طرح شعار مزبور واکنش به معیارهای دوگانه تندروکه اسرائیل‌ستیزی آن هم صورتی غیردموکراتیک دارد و هدف اصلی‌اش اسرائیلی نمایاندن منتقدان یکه سالاری حزب پادگانی به منظور سرکوب آنان و ساکت و مرعوب کردن ملت ایران است. به همین دلیل بعید می‌دانم حتی یک نفر از ایرانیانی که خواهان به رسمیت شناخته شدن “حق تعیین سرنوشت” خود هستند و “ایران را برای همه ایرانیان” می خواهند، فلسطینی‌ها را حاکم بر سرنوشت خویش ندانند یا “لبنان را برای همه لبنانی ها” نخواهند و طرفدار توسعه طلبی رژیم اسرائیل و روش های سرکوبگر آن علیه مردم منطقه باشند. در واقع میتوان چنین برداشت کرد که اکثر قریب به اتفاق کسانی که این شعار سر داده‌اند، قطعاً مخالف محاصره غیر انسانی مردم ستمدیده “غزه” هم هستند، اما خواسته اند با این شعار سوءاستفاده حزب پادگانی را از دفاع ابزاری از مردم غزه محکوم کنند، چرا که آثار سوء دیپلماسی ماجراجویانه حزب پادگانی را متوجه ایران و ایرانیان می دانند.

تفاوت نگرش مردمی و نگاه حزب پادگانی درباره فلسطین را می توان در روز قدس سال گذشته مشاهده کرد. شعار”فلسطین،فلسطین-ماهم مثل توهستیم” همچون شعارهای «چه تهران چه غزه -کشتن مردم بسه» و «ایران شده فلسطین» به نحو خودجوش در آن روز در خیابان تهران سرداده شد. یکی از فعالان سبز نقل می‌کند هنگامی که موج این شعار در جایی دور از مبداء خود به حوالی خیابان شادمان رسید، دختری دبیرستانی فریاد زد: «فلسطین، فلسطین -ما بدتر از تو هستیم»! همین شعار ساده وصریح و صمیمی به سرعت توسط مردم تکرار شد و موج‌وار پیش رفت. بنابراین درهمان روز قدس نشان داده شدکه سبزها خود را همچون فلسطینی‌ها تحت محاصره جریانی می بیند که از دل آن برخوردهای اوین- کهریزکی بیرون آمده است لذا روش‌های سرکوبگر را در هر جا محکوم می‌کنند. در واقع همسان‌بینی وضعیت کنونی کشور با ظلمی که بر ملت فلسطین می‌رود همدلی مردم را نیز برمی‌انگیزد. به همین دلیل معتقدم وجه غالب همه شعارها، در دفاع از حقوق ملت ایران و محکوم کردن سیاست ها و عملکرد حزب پادگانی بود، هر چند آن شعار خاص موجب اختلاف نظر در بخش هایی از سبزها شده باشد. به تعبیر مهندس عبدالعلی بازرگان اگر مردم ما از رفتار حاکمیت دل چرکین نبودند، «به اختیار و انتخاب خودشان پیشاپیش کاروان‌های دریایی که به غزه رفتند، دریا دلی خودشان را بیش و پیش از همه در حمایت از مردم مظلوم غزه برای جهانیان به نمایش می‌گذاشتند». جالب آن که در دوران قبل از انقلاب اسلامی، شعار آزادیخواهی ایرانیان برای مردم فلسطین در طول شعار رهایی بخش ملی جا داشت و نه در عرض یا حتی در مقابل آن. نسل انقلاب روزهایی را به خاطر می‌آورد که سخنرانی‌های مرحوم فخرالدین حجازی به دلیل مضمون فلسطینی ،ضد صهیونیستی و آزادیخواهانه آن جاذبه خاصی برایش داشت. شعارهای ضداسرائیلی در شرایط خفقان و دیکتاتوری فضای جدیدی می‌گشود و ما در لحظه حمایت از فلسطین احساس می‌کردیم خودمان آزاد می‌شویم. درواقع در دورانی که انسداد مطلق سیاسی کمترین تظاهرات آزاد را به یک رویای دست نایافتنی تبدیل کرده بود، سخنرانی‌های وی که با عناوین «متینگ عاشورا» و «میتینگ اسلامی» اشتهار یافت ،در حکم تحقق آن ردپای بزرگ آزادی بود، استاد حجازی در آغاز دهه پنجاه خورشیدی یعنی در اوج دیکتاتوری و جشن‌های دو هزار و پانصد ساله اعلام کرد: «این ازدحام کبیر، این “میتینگ اسلامی” نمایانگر آن است که بر خلاف نقشه بیگانگان که تصور می کنند ملت‌های اسلامی ضعیف و ناتوان هستند، ما دارای مکتب زنده ای هستیم» . به این ترتیب برای لحظاتی هر چند کوتاه اما به یاد ماندنی ابرهای اختناق از آسمان شهر ما کنار می رفت و به برکت عاشورای حسینی حال وهوایی آزادیخواهانه و عدالت‌طلبانه به خود می گرفت.در این قبیل سخنرانی ها بین عاشورا و مبارزه با ظلم و دیکتاتوری اتصال تاریخی برقرار می شد و مهارت های گفتاری سخنران نیز بی آن‌که نامی از شاه ببرد افشاگر پیوند ارتجاع عرب و دیکتاتوری بومی بود؛«این یک نوع ارتجاع سیاسی است که پس از حکومت الهی پیغمبر به وجود آمده است، و این دودمان ننگین کوشیدند دوباره پرده تاریکی بر اردوگاه مترقی جامعه اسلامی بپوشانند و خود به فساد وتجاوز و دیکتاتوری و گناه بپردازند.»(سخنرانی در بازار کفاش ها ،عاشورای ۱۳۵۰ خورشیدی)

معتقدم هیچ سبزی خود را در جایگاه و هم موضع با رژیم اسرائیل نمی بیند و اعمال ضد حقوق بشری آن رژیم را علیه مردم فلسطین تأیید نمی کند. همچنان که دیدار کسی که خود را وابسته به یکی از شهدای جنبش سبز می خواند با مقامات اسرائیلی، با محکومیت قاطع سبزها مواجه شد. در حال حاضر مسأله آن است که هر جریانی به واقع ضد اسرائیلی است همان روش های سرکوب گر و غیر انسانی را که صهیونیست ها علیه شهروندان عرب اعمال می کنند، خود علیه هم وطنان ایرانی‌اش به کار نگیرد. ایرانیان از آنجا که در موارد بسیاری مانند فلسطینی ها با نقض آشکار حقوق مسلم خود مواجه‌اند در برابر این روش ها واکنش دارند. این وضعیت فقط با تأمین و رعایت حقوق ایرانیان و منافع ملی تغییر خواهد یافت، نه با سرکوب بیشتر.

فلسطین

واقعیت این است که اعراب همیشه فقط در مقابل ایران متحد بودن، از اون طرف مشکل فلسطین را باید جور دیگر ببینیم، چند سال پیش یه دانشجوی تحصیلات تکمیلی تاریخ که نابینا بود کتابی نوشته بود که آقای باستانی پاریزی مقدمه ای بر اون نوشته بودن ، کتاب خیلی وزین و قوی نبود یه کتاب متوسط برای توده مردم، اما جالبیش اینه من وقتی کتاب خریدم و یکی از همکارام خوند دست به دست هم کارام شد ، نکته جالب این بود هر کس این کتاب را می خوند از هر طیفی که بود دیدوش شکسته بشهش نسبت به این مسله عوض میشد حتیخیلی مذهبی ها، دیگه یه مسایلی هست باید تاب

شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

به نظرم آقای تاج زاده محوریت این شعار را فقط در مقابل اسرائیل و احساسی تحلیل کرده اند ولی در حالیکه به نظر من شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران از آنجا بلند میشود که مردم ایران با تورم و گرانی اقتصادی شدیدی روبرو هستند و هر روز این تورم بیشتر میشود در حالیکه سیل کمک های مالی دولت ایران به لبنان و غزه( که آنها هم از احزاب و سازمانهای هوادار ایران هستند )بیشتر و بیشتر میشود . و این شعار برای این بود که هنوز مشکلات جامعه خودمان را حل نکرده ایم و هر روز این مشکلات اقتصادی بیشتر میشود در حالیکه کمکهای مالی دولت ایران پایانی ندارد.

اون چیزی که شما سیل کمک ها می

اون چیزی که شما سیل کمک ها می بینید چندان هم سیل نیست دوست عزیز، کمک مالی دولت به سازمانهای فلسطینی چندان هم زیاد نیست، که اگر بود جلوش گرفته می شد، اسراییل بوق که نیست عزیز من.
مشکل اقتصادی کشور هم از سوء مدیریت ناشی میشه نه چیز دیگه، مردم ما متاسفانه اونقدر نادان هستند که یا فریب شعارهای دولت رو می خورند (تثبیت قیمت ها! بنگاههای زود بازده!! وام مسکن!!!) که عامل و باعث تورم فعلیه و یا ریشه مشکلات رو در کمک های دولت به خارج می بینند، که در مقابل حجم عظیم ثروتی که در داخل حیف و میل میشه ناچیزه

سیل است

سیل است در این بین هم همی به دلالان داخلی و عوان و انصار حکومت و سهمی هم به دلالان لبنانی و فلسطینی و ترکیه ای میرسد سوریه فراموش نشود. سیل است اگر ارسال بنزین مجانی به گروههای وابسته عراقی را می دیدید میدانستید چه میگویم سیل است سیل دلاررررر

فلسطینیها

من ازآنچه اسرائیل با فلسطینیها میکند ناراحتم ولی موندم چرا این برادران لبنانی و فلسطینی از آنچه کودتاگران با مامیکنند اصلا ناراحت نشدهاند و یک کلمه در دفاع از ما بیان نکردند. احتمالا آنها فقط دلارها ی ایران را میشناسند نه مردم مظلوم ایران و اسیران تحت فشار حاکمیت را.

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.