آنچه که امروز بعنوان جریانی که به رسم راست افراطی شناخته می شود نه آنگونه که عرضه میدارند یک طبقه اجتماعی است که تکیه گاهی در اجتماع داشته باشد، صورتبندی که در نتیجه گیری و استنتاج و جمع بندی ویژگیهای این جریان می توان به دست آورد مافیای است از قدرت و ثروت که زر و زور و تزویر را در هم امیخته اند، واقعیتی که خود بدان واقفید، همین جا باید خاطرنشان کرد و عرضه داشت که از نظر ما میان این جریان و جریان راست سنتی فرقی است بسیار، جریان راست سنتی بهر تصویر نمایندگی بخشی از جامعه را دارد که واقعیتی پذیرفتنی است اما باید در حد تناسب با وزن اجتماعی باید در مناسبات آن در اجتماع و قدرت نگریست و نه بیشتر، اما مافیای قدرت و ثروت در ایران مردمسالار و سالم جایی ندارد و نخواهد داشت.
اما جناب آقای موسوی، متاسفانه اصحاب اصلاح طلب حکومتی و یا اصحابی که وابسته به نظام اما فارغ از پستهای حکومتی هستند چنانچه می خواهند درباره این اقلیت که انرا عامل اضمحلال و انحطاط اجتماعی، سیاسی و خشونت می دانند سخن به میان آورند دقیقا باب طبع آنها و به سیاق مطلوب آنان عمل کرده و توده های عظیمی از بخارات و ابرهای ایدئولوژیک را به گردش مواج در می اورند، آقای موسوی خود بهتر واقفید که در سالهای اول انقلاب نیز این جریان بنیادگرایی و مافیای زر و زور و تزویر به تدریج بر ایدئولوژی انقلاب غالب شد و به تدریج نواندیشی را از میان برد و به رشد رسید، این جریان در گفتمان انقلاب به التقاط رسید، التقاطی از بنیادگرایی و آرمان شهرگرایی، این جریان از جهتی شبه طالبانیسم فکر میکند و از طرفی واژه هایی چون عدالت طلبی، مبارزه با امپریالیسم و جامعه محرومان را لقلقه لسان کرده است اما ماهیت ان همان ایدئولوژی التقاطی است که پوشش شبه مدرن به حرفهای سنتی خود داده است، ریشه بسیاری از فجایع اخیر را از جمله قتلهای زنجیره ای، حوادث کوی و
...
را میتوان در امواج این جریان جستجو کرد که درگیریها و سرکوبهای خونین دهه های اول انقلاب سبب رشد روزافزون و تقویت پایه های آن شد و با خشونت غیر قابل وصفی پروسه دگردیسی خود را طی کرد، جناب آقای موسوی، اقلیت یاد شده از همان ابتدا کوشیده بود تا ماهیت و پایگاه اقتصادی و اهداف سیاسی و مادی خود را در مه غلیظی از ایدئولوژی فرو برده و پنهان سازد.
نگاه از زاویه تنگ ایدئولوژی تصویرپردازی از موجودیت فیزیکی این جریان را به زحمتی فراوان انداخته است.
در طول این مدت به جای کوشش برای ایدئولوژی زدایی از مقاصد اقتصادی، سیاسی این جریان خود چنان عاشقانه به دقایق و ظرایف ایدئولوژی پرداختیم که به جرات میتوان گفت خود در تحکیم پایه های ایدئولوزی التقاطی این اقلیت نقش مثمر ثمر داشتیم.
جناب اقای موسوی امروز شاید روشن شدن زوایای تاریک دهه های اول انقلاب چون جرقه ای باشد در تاریکخانه ای از مه غلیظ ایدئولوژی اشباح، از همین رو موضوع انتقاد از خود یا خودانتقادی یک نیاز و ضرورت مبرم سیاسی–.
تاریخی است و نه چنانکه تصور می شود یک وظیفه مخیرانه
جناب اقای مهندس موسوی بسیاری که امروز معتقدند شرایط برای خودانتقادی مناسب نیست چراکه نزاع بزرگتری در پیش است و در این نزاع نباید به تضادهای داخلی دامن زد و طرح انتقاد نسبت به گذشته ممکن است تضادهای داخلی را تشدید کند و کمکی باشد برای سرکوب جنبش همیشه سبز، اما جناب اقای موسوی برای حیاتی بودن این مفهوم باید به پروسترویکا در شوروی سابق و تحولات ایجاد شده در پی ان اشاره می باید کرد. ضرورت این مساله حتی برخوردار از تاثیرات فراملی است، اگر چه این اقدام متوجه گذشته است اما معطوف به برداشتن سدها و موانع و بن بستهای پیش روی جامعه و جلوگیری از ادامه حرکت اقلیت افراطی است. بایست مه شکنی کرد و لایه های زخیمی از ایدئولوژی که موجودیت این اقلیت را کمتر قابل مشاهده و دسترس قرار داده با خود انتقادی و ایدئولوژی زدایی از این جریان کاست تا افق اینده روشن شود بایست با پرداختن به خود انتقادی و لو با جرقه ای در تاریکخانه اشباح مستتر در مه ایدئولوژیک روشن کرد، اقای موسوی بدانید و واقف باشید مردم ما بخوبی میدانند که اگر کسی اشتباهی مرتکب شد اگر سکوت کند در قبال ان خیانت کرده است به مردم خویش در قبال حقی که برای روشنگری دارند ولی اگر به توجیه و کتمان ان پرداخت خود این مساله را به اثبات میرساند که شایسته اعتماد نیست چراکه در صورت وقوع شرایط همسان همان اشتباه را مرتکب خواهد شد، جناب موسوی دو تن از همراهان انقلاب اقایان تاج زاده و نوری زاده اگر امروز بیش از گذشته عزیز ملتند بخاطر جسارتی است که در روشنگری داشته اند. شما نیز میتوانید با پرداختن به حاشیه های مرزی کارایی این مساله را مورد ارزیابی قرار دهید. اکنون که بسیار بدنبال چرایی انحراف از انقلابند بایست با مددرسانی به حافظه تاریخی جامعه با شکستن سدهای پیش روی جنبش بدان کمک کرد، علم سیاست و علم روشهای سیاسی با تعصبات عاطفی فاصله دارد توده های حاضر در جنبش را بایست انگونه که هستند و انچه که میخواهند را بایست پذیرفت و نه انچه که ما میخواهیم، در علم سیاست و علم روشهای سیاسی تمامی کنشها و واکنشهای سیاسی دراری هزینه هایی می باشند که سیاتمداران با توجه به انها کنشهای خود را پیریزی کنند، برای حل مشکلات امروز و شکستن موانع راههای ارزان و کم هزینه تر زا را بایست پیمود که مبارزه در عین حفظ جان مردم نشانه درایت رهبران هست
م.بهار - 4 مرداد ماه 1389
uLHwPiUyxi
2WjM2P bmejdvtjimuc, [url=http://pspwkduhlffw.com/]pspwkduhlffw[/url], [link=http://kefnmtepjlgj.com/]kefnmtepjlgj[/link], http://dsopznomkzxb.com/
ارسال نظر جدید