رویترز و آسوشیتدپرس، هم‏جبهه با کودتاچیان علیه خبر رسانی

در ماه های گذشته هرگاه صحبت از جنبش سبز به میان آمده، بحث رسانه و اطلاع رسانی و سانسور هم مطرح بوده است. کودتاچیان که خود بهتر از هر کس می دانند جریان آزاد اطلاعات در کشور به چشم زدنی همه چیزشان را به باد خواهد داد، هرچه توانسته اند کرده اند تا جلوی خبررسانی و روشن شدن واقعیات را بگیرند. آنها به خوبی می دانند که آن «گسترش آگاهی» که میرحسین موسوی از آن حرف می زند، همانا پاشنه آشیل استبداد است. عجیب نیست که سرزمین مان را به بزرگترین زندان خبرنگاران روی کره زمین بدل کرده اند.

داستان اما به همین جا ختم نمی شود. سلب آزادی های اساسی مردم و تلاش برای ایجاد خفقانی تمام عیار، تنها به داخل کشور محدود نیست. آنطور که ندای سبز آزادی مطلع شده، در هجمه علیه خبر و خبرنگار و خبررسانی، بنگاه های به ظاهر مستقل و معتبر خبری همچون رویترز و اسوشیتد پرس هم با کودتاچیان همراه شده اند. پس از افشای کمک نوکیا-زیمنس به ماشین سرکوب ایران، حالا مشخص شده که خبرگزاری های رویترز و اسوشیتد پرس نیز در ماه های اخیر به خواست کودتاچیان تن داده و استفاده از تصاویری را که در ایران ضبط می کنند، برای شبکه های تلویزیونی بی بی سی فارسی و صدای آمریکا ممنوع کرده اند. ندای سبز آزادی به تصاویری از این دو خبرگزاری دست یافته که به خوبی این موضوع را ثابت می کند. می توان تصور کرد که مسوولان رویترز یا آسوشیتد پرس چنین تصمیمی را تحت فشار بسیار زیاد (مثل تهدید به اخراج از ایران) گرفته باشند. با این حال تعارض آشکار این تصمیم با فلسفه وجودی یک خبرگزاری امری نیست که به سادگی قابل توجیه باشد.

اگر در ایران رسانه های آزاد داشتیم، اگر دستکم همین صدا و سیما حقیقتا رسانه ملی بود نه ابزار تبلیغات حکومت نظامی، به احتمال فراوان شبکه هایی مانند بی بی سی فارسی یا صدای آمریکا به حاشیه رانده می شدند -- یا شاید اساسا به وجود نمی آمدند. اما واقعیت تلخ موجود این است که این دو رسانه با بی تدبیری کودتاچیان اهمیتی دو چندان پیدا کرده اند. اهمیتی که هیچ شاهدی بهتر از تلاش های بی وقفه دولت کودتا و صرف هزینه های هنگفت برای مقابله با این دو تلویزیون ماهواره ای نمی توان برای آن آورد. در چنین شرایطی تصمیم رویترز و آسوشیتد پرس به معنای محدود کردن هرچه بیشتر همان منابع محدودی است که ایرانی ها برای خبرگیری به آن رجوع می کنند.

بدیهی است که به عنوان یک شخصیت حقوقی، به عنوان یک بنگاه اقتصادی خصوصی که به منافع خود فراتر از هر چیز دیگر می اندیشد، «تحریم کردن» دو شبکه ماهواره ای فارسی زبان به منظور حفظ ارتباط نزدیک با کشوری که مانند معدن خبر است، نه فقط حق رویترز و آسوشیتدپرس که شاید انتخابی است طبیعی و بدیهی. (همانطور که از نگاه مطلقا اقتصادی، نوکیا حق دارد محصولات قانونی خود را به طور قانونی به هر کس می خواهد بفروشد). نکته اینجاست که در مبارزه همه جانبه با کودتاچیان، ما سبزها هم باید هر جا که منطق هزینه-فایده این چنین حکمرانی می کند، از همه حقوق خودمان استفاده کنیم تا هزینه همراهی با ماشین خفقان و سرکوب را بالا ببریم.

در موردی که اینجا ذکر شد، باید با پخش خبر و انعکاس اعتراضمان دستکم ثابت کنیم که به آنچه اطرافمان می گذرد، حساسیم. موضوع این نیست که بی بی سی فارسی و صدای آمریکا رسانه های جنبش سبز نیستند. قصد ما دفاع از آنها نیست. موضوع این است که دو خبرگزاری با شعارهای استقلال و کار حرفه ای سیاستی در پیش گرفته اند که همراستا با سیاست های سانسور و سرکوب دولت کودتاست. آن هم در عرصه ای که اساسا هدفش باید خبررسانی و گسترش آگاهی باشد. کودتاچیان نه تنها از بیت المال میلیون ها دلار صرف پارازیت انداختن (بدون توجه به سلامتی صاحبان واقعی آن ثروت) می کنند، بلکه پس از اخراج همه خبرنگاران، به همان تک و توک چشم خارجی باقی مانده در کشور هم امر و نهی می کنند که چه چیز از دیده هایش را برای مردم بازگو کند.

بر ما سبزهاست که به تصمیم گیرندگان در رویترز و آسوشیتدپرس (یا نمونه های مشابه دیگر) نشان دهیم که اگرچه نمی توانیم مانند کودتاچیان تهدیدشان کنیم، اما می توانیم با افشاگری به اعتبار حرفه ایشان صدمه بزنیم. باید نشان دهیم که حتی اگر نتوانیم راه شان را از راه کودتاچیان جدا کنیم، هزینه این همراهی را بالا خواهیم برد.

سبزهای خارج از ایران به ویژه باید در طرح اینگونه موضوعات در محافل غیرفارسی زبان بکوشند تا فشار بر همراهان خارجی کودتا افزایش یابد. اگر می توانید بنویسید، یا ترجمه کنید، یا دستکم نقل کنید ... رسانه شمایید!