ندای سبز آزادی: مرجع عالیقدر آیت الله دستغیب در سخنرانی روز بیستم ماه مبارک رمضان با اشاره به برخورد ظالمین با مخالفانشان فرمودند « اعوان و انصار ظلمه و حاکمان و پادشاهان ستمکار هنگامیکه کسی را مخالف خود می یافتند یا مطلع می شدند کسی یا گروهی خلاف میل آنها رفتار کرده، به سرعت به سوی آنها می شتافتند و با شدبدترین مجازات آنها را عقوبت می کردند » در ادامه این مرجع عالی قدر با اشاره به اینکه ظلمهایی که مردم در زمان حاکمان ظالم می دیدند بدین علت بود که مردم اهل حق را یاری نمی کردند اضافه کرد « ظلمهای بی حد و حصر بنی امیه و بنی عباس بر مسلمانان بدان جهت بود که غالب مردم نمی خواستند حق را یاری کنند و هر کجا میدان امتحانی باز شد، آن را خالی گذاشتند و آگاهانه تن به ظلم دادند »
متن کامل این سخنرانی به نقل از حدیث سرو به شرح ذیل است :
اعوذ بالله من الشیطان الجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره ابراهیم ایات 43 الی 45
مُهطِعینَ مُقنِعی رُوسُهم لا یَرتَدُّ اِلَیهم طَرفُهُم وَ اَفئِدَتُهُم هَواء. وَاَنذِرِ النّاسَ یَومَ یاتِیهِمُ العَذابُ فَیَقُولُ الَّذین ظَلَمُوا رَبَّنا اَخِّرنا اِلی اَجَلِ قَریب نُجِب دَعوَتک وَ نَتَّبع الرُّسُل اَوَلم تکُونوا اَقسَمتُم مِن قَبل ما لَکُم مِن زَوال. وَ سَکنتُم فِی مَساکِنِ الَّذینَ ظَلَمُوا اَنفُسَهُم وَ تَبَیَّنَ لَکُم کَیفَ فَعَلنا بِهم وَ ضَربنا لَکُم الامثال.
ترجمه: در حالی که گردنها بر افراشته، دیدگان به یک سو می دوزند چنان که پلکهایشان به هم نمی خورد و دلهایشان خالی می گردد. ومردم را از روزی بترسان که عذاب الهی به سراغشان می آید. آن روز ستمگران گویند: پروردگارا مدت کوتاهی ما را مهلت ده تا دعوت تو را اجابت کنیم و پیرو پیغمبران شویم.( اما پاسخ می شنوند) : مگر پیش از این سوگند یاد نمی کردید که شما را زوال و فنایی نیست. و شما در منازل ستمگران پیش ازاین خود مسکن گزیدید و مشاهده کردید که عاقبت ما چه بر سر آنها آوردیم و بر شما سرگذشت آنها را مثل آوردیم.
بیان آیات
اعوان و انصار ظلمه و حاکمان و پادشاهان ستمکار هنگامیکه کسی را مخالف خود می یافتند یا مطلع می شدند کسی یا گروهی خلاف میل آنها رفتار کرده، به سرعت به سوی آنها می شتافتند و با شدبدترین مجازات آنها را عقوبت می کردند لذا در قیامت به سرعت به سوی عذاب و عقاب خویش می شتابند. آنها مردم مظلوع و بی دفاع را مجبور می کردند که با گردنهای کشیده و بدون هیچ گونه حرکتی همچون مجسمه مقابلشان بایستند و کوچکترین حرکت آنها را تاب نمی آوردند.
به همین خاطر در قیامت دقیقا به همین شکل این افراد ظالم را نگه می دارند. اگر کسی در مملکت آنان مرتکب جرمی می شد هنگام دستگیری، چشمانش از شدت ترس، باز می ماند و وقتی به عقوبت سنگینی که در انتظارش بود فکر می کرد، دلش از هول و هراس، خالی می شد و عقلش از کار می افتاد. خداوند در آخرت به علت اینکه این افراد ظالم اینطور در دل مردم هول و هراس انداختند، همین ترس را در چشم ظالمان و مستکبران می اندازد با این تفاوت که در اینجا هراسی را که آنها برای مردم ایجاد می کردند، موقتی و فانی بود اما عقوبت و هراسی که در قیامت در انتظارشان است، ابدی و غیر قابل تحمل خواهد بود.
عقوبتهایی که خدایتعالی برای ستمگران قرار داده، منحصر به قیامت نیست، در این دنیا نیز بسیاری از آنها نتیجه کیفر و اعمال زشت خود را می بینند هر چند این کیفر، جزای گوشه ای از ظلمهای آنهاست و خداوند عقاب قطعی آنها را برای آخرت محفوظ داشته است. به عنوان مثال خداوند نمرود را بوسیله یک پشه چنان به مشقت انداخت که بر سر خود می زد و چون خسته شد دیگران را بر این کار می گمارد و سرانجام آنقدر بر سرش زدند تا جان سپرد.
نقطه مشترک همه اقوام کافر این بود که چون خداوند عذابی را بر آنها نازل می کرد، برای رفع آن به دست و پا می افتادند و قول می دادند که ایمان بیاورند اما هنگامیکه عذاب رفع می شد دوباره به روش غلط خویش باز می گشتند؛ به عنوان مثال خداوند فرعون را به بلاهایی همچون طوفان، ملخ، قورباغه، شپش، و خون مبتلا ساخت، به طوری که مثلا قورباغه در همه زندگیشان وارد شد و حتی در سر سفره غذا و دهانشان قورباغه بود یا برای مدتی هر آبی که می خواستند بخورند تبدیل به خون می شد.
قرار همه ظالمان این بود که تنها خودشان باشند، نه خداوند؛ حکومت خودشان را می خواستند، نه حکومت خدایتعالی را و خداوند نیز به آنها مهلت داد، پیامبران خود را به سویشان می فرستاد تا نصیحتشان کنند اما هنگامیکه هیچ راهی باقی نمی ماند و آنها به هیچ وجه به دعوت انبیای الهی اعتنا نمی کردند، به عذاب الهی مبتلایشان کرد.
تمرد آگاهانه از دستور علی (ع)
اغلب کسانیکه در سپاه امیرالمومنین علی ع در جنگ صفّین حضور داشتند، با واسطه یا بی واسطه، از پیامبر ص شنیده بودند که معاویه نباید بر قدرت تکیه کند و از منبر حضرت بالا رود و شنیده بودند که فرمود: " اگر او را بر فراز منبر دیدید، شکمش را پاره کنید."
هم مولا علی ع و هم معاویه، امتحانی بودند برای مردم مسلمان آن روز آنها امیرالمومنین را رها کردند و در آخر عمر شریف حضرت رسما از دستور جنگ مجدد با جرثومه فساد تمرُّد کردند و در نتیجه به معاویه و بنی امیه مبتلاشدند، آنها نیز امنیّتشان را ربودند، زهّاد و عبادشان را کشتند، مردم را به شکنجه ها وسیاه چالها و اعدامها مبتلا کردند و دینشان را تباه ساختند. خود بنی امیه در مدت هشتاد و سه سال حکومت خود از هیچ جنایت و خیانتی در جان و مال و ناموس و دین مردم فروگذار نکردند اما هنگامیکه پیمانه عمرشان لبریز شد به دست بنی عباس به بدترین شکل از میان رفتند به طوریکه ابومسلم خراسانی گوید: من ششصد هزار از آنها را کشتم بدون آنکه توجیهی به ظالم و مظلوم بودن آنها داشته باشم. و اینگونه خداوند بوسیله گروهی ظالم، بساط ظلم ظالمانی دیگر را برچید و هر چه بنی امیه فریاد زدند کسی به دادشان نرسید!
خود بنی عباس هم اگر چه در ابتدا داعیه حمایت از اهل بیت را داشتند اما خیلی زود چهره واقعی خود را ظاهر ساختند و نه تنها ائمه اطهار ع بلکه عموم مسلمانان و مخصوصا شیعان را در فشار و سختی و ارعاب فروبردند؛ مردم را ذلیل خود کردند و مخالفین خود را در محاصره اقتصادی قرار دادند. اگر کسی کوچکترین سخنی بر علیه ایشان می گفت سرانجامی جز زندان و شکنجه و اعدام نداشت. ظلمهای بی حد و حصر بنی امیه و بنی عباس بر مسلمانان بدان جهت بود که غالب مردم نمی خواستند حق را یاری کنند و هر کجا میدان امتحانی باز شد، آن را خالی گذاشتند و آگاهانه تن به ظلم دادند.
از ابتدای غیبت صغری تا کنون، شاید در دوران انقلاب اسلامی ایران بود که مردم ندای حق طلبانه امام خمینی رحمه الله را پاسخ دادند و چون در عقیده خود صادق و راسخ بودند دعایشان مستجاب شد و در دوره ای ، مشمول عنایت خدایتعالی قرار گرفتند.
در جلسه قبل چند خصوصیات از جامعه توحیدی بیان شد. در اینجا به چند خصوصیت دیگر اشاره می شود:
- در حکومت عادلانه مومنین، وضع زندگی حکام مانند همه مردم و پایین تر از سطح عمومی جامعه است، بدون هیچ گونه تشریفات و امتیازات ویژه ای! مولا علی ع در دوران پنج سال حکومت خود دقیقا اینچنین بودند، خانه ای محقّر و کاملا معمولی داشتند و کهنه ترین لباسها رامی پوشیدند، آنقدر بر لباس خود وصله زدن که از وصّال خجالت می کشید. غذایشان از هه ساده تر وسبکتر بود. می فرمودند: من اگر می خواستم می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس تهیه کنم اما هیهات که هوای نفس بر من چیره کرده و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ بر گزینم در حالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که بر قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد.
زندگی بیشتر انبیای الهی اینچنین بود و هر کجا به منصب و مقامی می رسیدند، زهد و پرهیزشان از دنیا بیشتر می شد. اما رویه ظالمین بر این منوال نبود. معاویه برای خود امپراطوری به راه انداخت و قصرهای مجلل ساخت. میان خود و مردم حجابها انداخت، بعد از شب نوزدهم مبارک رمضان و نجات از سوء قصد، راهی اختصاصی برایش معین کردند که از آنجا عبور کند و به محراب مسجد می رسید و نماز می خواند و از همان راه باز می گشت، بدون اینکه کسی بداند از کجا آمد و از کجا رفت.
- همه حاکمان الهی و فرمانروایان عادل، تمامی رفتار و کردارشان مطابق دستورات الهی بود درحالیکه سلاطین جور تنها نظرات و امیال شخصی خود را بکار می بندند و خود را مافوق همه قوانین می دانند.
- قضاوتهای و دادرسیهای جوامع توحیدی و حاکمان موحّد، بر پایه عدالت و کتب آسمانی است در حالیکه در نقطه مقابل، قوانین جوامع غیر توحیدی از هیچ مشرب الهی تبعیت نمی کنند و حول محور تشخیص و استحقاق شخصی افراد یا حاکمان می چرخند. از جمله احکامی که معاویه وضع کرده بود، وجوب دشنام ولعن به علی ع بود، در حالی که مطابق دستورات اسلامی هیچ مسلمانی حق ندارد مسلمان دیگری را بی جهت لعن و دشنام گوید، قرآن نیز جز کفار حربی و مشرکین را لعن نکرده استد.
ارسال نظر جدید