روز شمار حصر:

هاشمی رفسنجانی؛ آخرین بازمانده

 

ندای سبز آزادی _ ریحانه موسوی: اکبر هاشمی بهرمانی، سالهاست به نام هاشمی رفسنجانی شناخته می شود. روحانی هفتاد و هفت ساله ای که حتی ورود به دهه هشتم زندگیش هم نتوانست او را به بازنشستگی وادارد، اما گویی این روزها طرح "بازنشستگی اجباری" می خواهد شامل حال این سیاستمدار ایرانی شود که می خواست امیرکبیر ایران باشد.

برای کسی که از چهارده سالگی زندگی مستقل در قم را شروع کرده شاید خیلی عجیب نباشد که در طول دوران جوانی هفت بار بازداشت شود و سالها در زندان بماند و بعدتر برای حدود سه دهه در مناصب سیاسی و کلیدی کشور در روزهای بحرانی سکاندار باشد. همان کسی که رهبر فقید جمهوری اسلامی در وصفش گفته بود تا "هاشمی زنده است، نهضت زنده است."

هاشمی رفسنجانی از همان روز پیروزی انقلاب یکی از اعضای شورای انقلاب اسلامی بود وقتی به اتفاق دوستان و همراهان قدیمی اش در کنار افرادی قرار گرفت که آیت الله خمینی را از پاریس به تهران همراهی کرده بودند. افرادی که تقریبا همه یا دار فانی را وداع گفتتند و یا از دایره قدرت کنار گذاشته شدند.

در این میان شاید فقط هاشمی رفسنجانی باشد که توانسته از میان تمام مناصب و کرسی هایی که داشت از ریاست جمهوری ، مجلس، خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و جانشین فرمانده کل قوا تنها ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را حفظ کند، کرسی که کمتر از یک ماه بیشتر به پایانش نمانده است.

اسفند ماه سال گذشته شاید کسی باور نمی کرد هاشمی رفسنجانی همان که نقش مهم و منحصر به فردی در رهبری حجت الاسلام خامنه ای داشت، از صدر مجلس خبرگان رهبری به زیر کشیده شود . مهدوی کنی با صندلی چرخدار از بیمارستان در جلسه افتتاحیه خبرگان شرکت کرد که نکند این کرسی باز در اختیار کسی باشد که بنیانگذار جمهوری اسلامی "ستون نظام"اش خوانده بود.

هم بندی هایش در زندان همه کسانی بودند که نقش برجسته ای در انقلاب اسلامی داشتند. آیت الله منتظری، قائم مقام رهبری بخاطر انتقاداتش به وضع زندان ها و سرکوب مخالفان، از سمتش برکنار شد. آیت الله سیدمحمود طالقانی، پس از انقلاب اسلامی عمرش کفاف نداد و به مرگی که برخی هنوز مشکوک می دانند فوت کرد. و آیت الله مهدوی کنی که سال گذشته کرسی ریاست خبرگان را این هم بندی دوران مبارزه علیه استبداد خود ربود.

هاشمی رفسنجانی پس از پیروزی انقلاب از اعضای شورای عالی انقلاب بود. با منحل شدن این شورا  مدتی سرپرستی وزارت کشور را داشت تا اینکه بعنوان اولین رییس مجلس سکان مجلسی را به عهده گرفت که می خواست نماد دمکراسی در کشور باشد. او نزدیک به ده سال ریاست مجلس را بعهده داشت تا اینکه بعد از رحلت رهبر نظام، به ریاست جمهوری برگزیده شد. 

اگر هاشمی نبود، رهبر نبود

تقریبا اتفاق نظر وجود دارد که اگر هاشمی نبود، اینک آیت الله خامنه ای رهبری را به عهده نداشت. شورای رهبری که قرار بود شکل بگیرد بعد از تنفس نماز ظهر و عصر نگاهش به سمت رییس جمهور وقت رفت. همو که وقتی به پشت تریبون رفت، متواضعانه گفت که این "مسئولیت خطیر "را برای " دوش کوچک و حقیر" خود سنگین می داند. او که " متوقع" چنین سمتی نبود و  از خدا استمداد جسته بود که اگر چنین رسالتی آخرت او را تباه می کند، هیچگاه همای ولایت بر شانه اش ننشیند.  "طلبه معمولی و بدون برجستگی" را هاشمی با تلاشش و یادآوری به موقع خاطره ای جانشین امام کرد وقتی همه مردم هنوز متحیر از رجعت رهبری هنوز از بهشت زهرا بازنگشته بودند. 

شاید تا پیش از آن هیچ گاه بین دو دوست سابق که در همه جا آنان هم دیده می شدند، اختلاف بروز نکرد. هنوز شعارها و عکس های آن روزهای اولیه انقلاب از یادها نرفته است " درود بر سه یاور خمینی، هاشمی و دو سید حسینی". سیدمحمد حسینی بهشتی در انفجار هفت تیر به شهادت رسید و یاوران دوگانه خمینی ماندند و حتی توطئه ترور و سوقصد هم نتوانست این دو را از هم جدا کند.

اینک کسی که جانشین فرمانده کل قوا بود در همه دوران جنگ و با هماهنگی میرحسین موسوی در عدم همراهی آقای خامنه ای رییس جمهور وقت، رتق و فتق امور را داشت، خودش کرسی ریاست جمهوری را بعهده گرفته و کمی آن سوترش در خیابان پاستور آیت الله خامنه ای بیتوته کرده، کسی که حکمش لازم الاجراست حتی برای دوست چندین ساله و ولی نعمتش.

رییس جمهور اصلاحات به جای سردار سازندگی

سردار سازندگی با افتخار جای خود را به رییس جمهور اصلاحات داد و نتیجه هشت سال تلاشش برگزاری انتخاباتی بود که همه بیم آن داشتند، از صندوق بیرون نتراود آنچه در اوست، اما هاشمی سلامت این انتخابات را تضمین کرد و سیدمحمد خاتمی با بیش از بیست میلیون رفت که چالش جدیدی را با رهبری آغاز کند. چالشی که نامش را حاکمیت دوگانه گذاشته بودند.

هر چند هنوز افراطیون و حامیان احمدی نژاد، منتقد جدی سیاست های اقتصادی و فرهنگی هاشمی رفسنجانی هستند و منتقدان سیاست های اقتصادی نئولیبرالی او نیز کم نیستند؛ اما به عقیده ی برخی دیگر از ناظران، خصوصی‌سازی، راه‌اندازی موسسات مالی و اعتباری، توسعه و بازگشایی بازار بورس تهران و باز شدن فضای فرهنگی از دستاوردهای محسوس ریاست جمهوری هشت ساله او محسوب می شود؛ آن که مدیران کارگزارش را هم برنتافتند و به زندان فرستادند. 

افول ستاره بخت هاشمی

ستاره بخت هاشمی بعد از این افول کرد. وقتی «عالیجناب سرخ پوش» توصیف شد و برای ثروت خود و فرزندانش، و نیز باغ های پسته اش افسانه ها سراییدند. هرچه ثروت هاشمی در افواه اوج می گرفت از تعداد آرا او در مجلس کاسته می شد، تا جایی که او را بعنوان نماینده سی ام تهران اعلام کردند! همان مجلسی که روزی فائزه اش نفر اول مردم تهران بود. هاشمی چنین حضوری را در مجلس برنتافت و استعفا داد. 

"سردار سازندگی" برای تکمیل کتاب خاطراتش وقت بیشتری یافت. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان از آن او بود. رویدادهای پس از انتخابات 1388 که ترکشش از مناظرات انتخاباتی پرتاب شد، آنقدر فشار را بر این هم بند آیت الله مهدوی کنی افزایش داد که این کرسی را نیز از به رفیق دوران جوانی واگذار کرد.

هاشمی و خانواده اش در این سه سال همه تجربه سبزها را داشته اند، از بازداشت و اخراج تا توقیف پاسپورت و مهاجرت اجباری، از فحش و ناسزا شنیدن تا به دادگاه رفتن. از بی بصیرتی تا .....

هاشمی دلخوری های قبل از انتخابات را ضمیمه نکرده است. اما در همین سه سال گذشته آنقدر بی بصیرتی و همراهی با اصحاب " فتنه" از خود نشان داده که جرمش رو به روز سنگین تر از پیش می شود. کسی که با بغض در گلو در آن تیرماه آتشین خواست که با آسیب دیدگان همدردی شود و جبران خسارت.

همو که سالها برای برپایی این نظام تلاش کرده بود، اما وقتی می دید فرزندان این مردم در خیابان ها بدست کسانی که خود را پاسدار انقلاب می نامند، کشته می شوند تاکید کرد که اگر مردم ما را بخواهند حکومت می‌کنیم و اگر نخواهند می‌رویم. همو که از پول و نیروی حکومت گفت و طرف مقابل را مردمی دانست ازتبار دانشجو استاد و صنعتگر.

هاشمی که سالها سکان داری سیاست این کشور را برعهده دارد خودش هم پرسشگر است، "چطور می‌شود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شده‌است و به  انتخابات تردید نکرد."

همه تجربه پنجاه ساله اش را به مدد گرفت و خواست که به تردیدها پاسخی در خور داده شود و زندانی ها را آزاد کنند و با رسانه ها مطابق قانون رفتار شود. اظهار تاسف کرد که قشر آگاه و متفکر جامعه در حال جدا شدن از نظام نوپای اسلامی هستند. واقعیت را دیده بود که سه میلیون دانشجوی فرهیخته با نظام همراه نیستند.

او را هم برنتافتند. کسی که خود را "مادر" نظام می داند و بخاطر "دایه" های مدعی ظاهرساز، سکوت کرده است. بارها فرزندانش را به دادگاه فراخواندند. در هر تریبوبی به او و خانواده اش ناسزاها گفتند. دوست قدیمی اش حتی یک بار هم اعتراض نکرد.

اینک از همه آنچه هاشمی طی این سالها داشت فقط ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام مانده است. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام برای کسی که در حال حاضر سایتش به علت داشتن مطالبی "خلاف مصالح نظام" مسدود است! رهبری تنها کسی است که اعضای این مجمع را برمی گزیند و ریاست را تعیین می کند. باید دید در این آستانه سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی با این "همراه" دیرین نظام چگونه رفتار می شود، آیا هاشمی می تواند در آغوش نظام، کشتی شکسته را با همیاری ساکنانش باز ترمیم کند و بادبان ها را برای عبور از گردبادها بکشد؟

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.