روز شمار حصر:
تحریم‌های جدید اروپا؛ دولت رانتی با بحران اقتصادی چه می کند؟

ورق پاره‌های تحریم و شعب ابی‌طالب

تحریم‌های جدید اروپا؛ دولت رانتی با بحران اقتصادی چه می کند؟
تحریم‌های جدید اروپا؛ دولت رانتی با بحران اقتصادی چه می کند؟

 

ندای سبز آزادی_ کیان: بهای سکه طلا از یک میلیون تومان هم گذشته؛ هر دلار به ۲۱۰۰ تومان رسیده؛ یورو از ۲۶۰۰ تومان و پوند از ۳۳۰۰ تومان گذشته اند. هیچ کس نمی داند که قیمت های ارز و طلا تا کجا بالا خواهند رفت. بازار دچار شوک، شهروندان حیران و مبهوت، نرخ کالاها درحال افزایش، و تجارت و صنعت در آستانه ی رکود محض و ورشکستگی کامل قرار گرفته اند.
 

بحران اقتصادی در ایران به مرز فاجعه رسیده است. همان وضعی که رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی، چند هفته پیش تر پیش بینی کرد: شعب ابی طالب فرامی رسد. سخنی که واکنش تند رهبر جمهوری اسلامی را درپی داشت.
 

حالا آش آنقدر شور شده که صدای آشپزها را هم درآورده است. سایت رجانیوز، از تریبون های اقتدارگرایان و نزدیک به محافل امنیتی و نظامی اعلام کرده: «اگر هشدار ۱۴ سال پیش رهبر انقلاب جدی گرفته می‌شد، اکنون ما نفت دنیا را تحریم می‌کردیم.»
 

سایت مزبور به این سخنان رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۵ استناد کرده که گفته بود: «من یک نگرانى مختصرى دارم و آن این است که باید اقتصاد و ملت ایران از نفت جدا شود... ما باید کارى کنیم که ملت و دولت ایران، وابسته به نفت خود نباشند. چون متاسّفانه، امروز در دنیا نفت به سیاست‏هاى بین‏المللى، کمپانی‏ها و غارتگران بزرگ و جهان‎خوران و مستکبران وابسته است. در حقیقت، نفت در مشت آنهاست. هر گاه بخواهند، قیمتش را پایین مى‏آورند، تولید را کم یا زیاد دور مى‏کنند، یکى را از دور خارج یا وارد دورْ مى‏کنند! نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه‏اى مایه دردسر است.»
 

رجانیوز سوگوارانه اعتراف کرده که نفت می‏تواند متقابلا از سوی کشورهای دارای ذخایر نفتی به عنوان ابزار فشاری علیه غرب مورد استفاده قرار بگیرد...حاصل شرایط حاکم این شده است که کشورهای صاحب دارایی نفت به واسطه وابستگی‏شان به درآمد نفت بزرگ‏ترین متضرر نفت باشند. ناگزیر باشند دارایی‏های پایان‏پذیر خود که متعلق به نسل‏های آتی نیز هست را مدام به قیمتی که خودشان تعیین کننده آن نیستند، صادر کنند و در عین حال اهرم فشار تحریم را هم بالای سر خود ببینند.
 

این سایت همسو با باندهای اقتداگرا، بدون اینکه اشاره ای به انتقادهای مخالفان حاکمیت (ازجمله رهبران جنبش سبز و فعالان سیاسی و روزنامه نگاران دربند) داشته باشد، افزوده است: «با توجه به اینکه بی‏ثباتی بازار ماه‎هاست کشور را درگیر خود کرده و در سکه و ارز نیز بروز داشته آیا وقت آن نیست تا دولت‎مردان چاره‏ای جدی برای حل این مشکل بیاندیشند و دیگر راهکارهای کاهش وابستگی اقتصاد کشور به نفت را جدی‏تر از پیش در دستور کار قرار دهند؟ آیا دولت برای تولید ثروت از دانش و اساسا ارتباط میان مراکز دانشگاهی با صنعت که همواره جزو شعارهای جذب و ویترینی بوده است، برنامه و عزمی جدی دارد؟»
 

رجانیوز اشاره ای نمی کند که چرا اقتصاددان برجسته ای چون دکتر علی رشیدی به دلیل تحلیل انتقادی از وضع اقتصادی کشور، مجرم شناخته می شود و روانه ی اوین؛ چنان که سال پیش دکتر فریبرز رییس دانا، اقتصاددان ملی دیگر؛ و بسیاری دیگر از کنشگران سیاسی و صاحب‌نظران اقتصادی مانند سعید لیلاز و بهمن احمدی امویی.

 

ورق پاره های تحریم

 دور جدید تحریم ها علیه ایران که از سال گذشته کلید خورد و هر روز پرشتاب تر پیش رفت، بسیاری از آگاهان سیاسی و اقتصادی به بحران های در راه و اوضاع وخیم اقتصادی اشاره کردند. صاحبان قدرت در ایران اما همچنان متوهم و متبختر، به شعار و قدرت نمایی و ماجراجویی هسته ای و سیاسی ادامه دادند. 
 

محمود احمدی نژاد، رییس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ سال گذشته در مراسم سالگرد ۲۲ بهمن در تهران، جمهوری اسلامی را به جای «ملت ایران» نشاند و گفت: «ملت ایران یک ذره از موضع هسته ای خود عقب نشینی نخواهد کرد.» وی افزود: «پرونده هسته ای برای ما تمام شده است. دشمنان هیچ کاری نمی توانند بکنند. آنها کاری به جر بازی با ورق پاره ها (قطعنامه های شورای امنیت) نمی توانند بکنند.»

احمدی نژاد در اظهارنظر مشابهی دیگر چهارمین دور تحریم های شورای امنیت را  «کاغذ پاره بی ارزش» توصیف کرد و تصریح کرد که رهبران غربی که فکر می کنند تحریم ها فشار عمومی بر دولت را افزایش خواهند داد، «احمق» هستند.
 

احمدی نژاد در مورد دور جدید تحریم ها در حوزه انرژی هم گفته است: «آنقدر متقاضی برای معامله کردن با ایران هست که باید در صف بایستند.»

او در گفتگوی اختصاصی با شبکه جهانی جام جم افزوده: «مبادلات سالانه ما با کل اروپا ۲۴ میلیارد دلار است درحالیکه ما سالی ۱۹۰ میلیارد دلار با دنیا مبادلات داریم.»

محمدرضا رحیمی، معاون اول او نیز موضعی مشابه دارد؛ متهم برجسته اختلاس و سوء استفاده مالی تاکید کرده که تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ مشکلی برای روند توسعه کشور ایجاد نکرده اند.
 

مواضع احمدی‌نژاد و همراهانش در قوه مجریه، و «کاغذ پاره خواندن تحریم‌ها»، صدای نمایندگان اقتدارگرای مجلس (همراهان حاکمیت سرکوبگر در قوه مقننه) را هم بلند کرده؛ چنان که چند هفته پیش فاضل موسوی، دبیر کمیسیون اصل ۹۰ مجلس تاکید کرد که موضع‌گیری‌های احمدی‌نژاد باعث شد، تحریم‌ها علیه ایران ۱۰ سال جلو بیفتد و برای کشور بسیار هزینه به همراه داشته است.

فاضل موسوی در نطق خود با اشاره اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها از دیگر نمایندگان مجلس پرسیده بود: «آیا شما از تاراج منابع ایران توسط کشورهای همسایه خبر دارید؟ فقط در یک حوزه مشترک در سال ۸۹ حدود ۱۴۰ میلیارد دلار از گاز عایدات داشته و ۴۰۰ هزار بشکه نفت استخراج شده برای این تاراج چه تدبیری اندیشده‌اید؟!»

 

شعب ابی طالب یا بدر و خیبر؟

چند هفته پیش، محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی، زودتر از همه اوضاع وخیم اقتصادی پیش رو پیش بینی کرد. او در اظهارنظری تصریح کرد که «نقدینگی و پول همانند آب پشت سد است که اگر این آب به صورت کانالیزه در همه بخشها هدایت شود شکوفایی را به بار می آورد در حالی که اگر بی ضابطه رها شود، تبدیل به سیل نقدینگی سرگردان شده که امری مضر برای اقتصاد است.»

بهمنی نگفت که این نقدینگی از کجا آمده و در بحث حذف یارانه ها، چرا ملاحظات کارشناسانه ی صاحب نظران در مورد نقدینگی در اختیار جامعه، مورد توجه قرار نگرفت. نقدینگی ای که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به شکل فله ای و بی محابا روانه ی جامعه شد و بعدتر از بازار طلا و ارز و مسکن سر در آورد.
 

بحران چنان جدی است که بهمنی در همان مصاحبه ۲۰ آذر خود اذعان کرد: «امروز با نرخ ۶ درصد حتی ۱۰ و ۱۲ درصد نیز نمی توان سپرده و پول از دست مردم جمع کرد، این در حالی است که سال گذشته نرخ تورم ۱۲.۴ درصد، مهرماه و آبان ماه امسال به ترتیب ۱۹.۱ و ۱۹.۸ درصد بوده است، بنابراین اگر بخواهیم اوراق مشارکت با نرخ سود ۱۵ درصدی به فروش رسانیم نباید انتظار به خرید از سوی مردم را داشته باشیم.»

 او به اتفاق حمله گروه های فشار به سفارت انگلیس اشاره کرده و گفته بود: «متاسفانه با حرکت صورت گرفته در مورد سفارت انگلیس، نرخ ارز تاثیر پذیرفت و مشکلاتی را به وجود آورد در حالی که بانک مرکزی خود یک نهاد سیاسی نیست و هیچ گاه خود را وارد سیاست نمی کند.»
 

 وقتی سیاست بازیچه هوسرانی تشنگان قدرت می شود، پیامدهایش قابل کنترل نیست. سیر تحریم ها و فشارها علیه ایران از همان آذرماه وارد مدار جدیدی شد. رییس کل بانک مرکزی که وخامت اوضاع اقتصادی را دریافته بود، همان هنگام تاکید کرد: «باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم گویا در شعب ابیطالب گرفتار شده ایم.»
 

سخنان و ارزیابی بهمنی به مذاق رهبر خودکامه جمهوری اسلامی خوش نیامد. آیت الله خامنه ای که سالهاست عادت کرده به همه منتقدان و مخالفان و حتی نقدخودی ها پاسخ دهد، چند روز پیش سرانجام موضع گرفت: «برخلاف تصور و تحلیل های جبهه استکبار، نظام جمهوری اسلامی امروز نه تنها در شرایط شعب ابی طالب نیست بلکه در شرایط بدر و خیبر قرار دارد.»
 

ادعاهای این چنینی در سخنان رهبر جمهوری اسلامی کم نبوده؛ او در یک سخنرانی دیگر با اشاره به تحریم ها و فشار اقتصادی گفته بود: برای مقابله با این فشارها باید «اقتصاد مقاومتی واقعی» بوجود آوریم. دشمنان ملت تلاش می کنند مردم را با فشارهای اقتصادی به ستوه بیاورند تا مردم این فشارها را ناشی از عملکرد دولت بدانند و رابطه دولت و ملت قطع شود اما آنها، همچون ۳۰ سال گذشته این ملت را نشناخته اند و در محاسباتشان، کاملاً اشتباه کرده اند.
 

آیت الله خامنه ای مدعی شده بود: «ملت و مسئولان، بدون تردید این تحریم ها را نیز دور می زنند و همچون سه دهه گذشته تحریم ها را ناکام می وی در اظهارنظری دیگر تصریح کرده: «دشمنان انقلاب اسلامی با سلاح ناکارآمد تحریم درصدد ضربه زدن به نظام اسلامی هستند اما این هدف خصمانه، با همت مسئولان و مردم تاکنون ناکام مانده و ملت بزرگ ایران با امید به آینده، به جایگاه شایسته خود دست خواهد یافت.»

او همچنین در موضعی دیگر، «هدف واقعی تحریم ها را فلج کردن اقتصاد ایران» توصیف کرده و افزوده بود که این تحریم ها بی حاصل است.
 

حالا در برابر دلاری که به ۲۱۰۰ تومان رسیده و سکه ای که از یک میلیون تومان گذشته، و تورم و رکود اقتصادی و ورشکستگی هر روز ازجایی خودنمایی می کند، آیا رهبر جمهوری اسلامی همچنان خود و حکومت اش را در موقعیت بدر و خیبر می بیند؟

 

فاجعه ادامه دارد

درحالی که دولت اقتدارگرا و سرکوبگر با همان سلاح همیشگی، یعنی ارعاب و تهدید وارد عرصه اقتصاد شده، دیروز دوشنبه، نمایندگان اتحادیه اروپا با تحریم واردات نفت از ایران موافقت کردند و بر سر تحریم بانک مرکزی به توافق رسیدند. 

اتحادیه اروپا اعلام کرده که از این پس عقد قرارداد نفتی جدید با ایران برای اعضای این اتحادیه ممنوع خواهد بود.

شوک ناشی از این تصمیم حتی موجب افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی شد. چه کسی انتظار دارد اقتصاد نحیف و در بحران ایران از این رویداد متاثر نشود؟ اقتصادی که کاملا وابسته به درآمد نفت و گاز است. دولت در ایران یک دولت رانتی (وابسته به درآمدهای بادآورده، و نه منتج از کار و تولید) است. و متاسفانه این دولت رانتی و ایدئولوژیک، جز تداوم اتکا به سلاح و سرکوب و سلطه و ارعاب راه دیگری بلد نیست. دولت نیروهای امنیتی و انتظامی و لباس شخصی هایش را روانه «سبزه میدان» و بازار تهران و میدان فردوسی و اینجا و آنجا کرده که کسی دلار خرید و فروش نکند و بازار طلا را دچار بحران نکند!
 

دیپلمات ها گفته اند که محتمل، اتحادیه اروپا، فروش طلا، جواهرات و سایر فلزات گرانبها و همچنین سکه طلا و اسکناس به ایران را نیز مشمول تحریم کند. حکایت فاجعه بار ادامه دارد.
 

اتحادیه اروپا به منظور مقابله با برنامه هسته‌ای ایران پیش از این، دارایی‌های ۴۴۳ شرکت و ۱۱۳ شخصیت حقیقی ایرانی را مسدود، و تجارت با ایران و سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و گاز جمهوری اسلامی را نیز محدود کرده بود.

بر این تصمیم البته باید تحریم نقت و گاز و بانک مرکزی ایران توسط ایالات متحده و انگلستان را نیز افزود. تصمیمی که از ژاپن و استرالیا تا کانادا و کره جنوبی و امارات، هر روز شرکا و همراهان جدیدی می یابد.
 

شمار شهروندانی که از زیر خط فقر نسبی به زیر خط فقر مطلق سوق می‌یابند و درآمدهایشان کفاف گرانی و تورم افسارگسیخته را نمی دهد، به شکل تصاعدی در حال افزایش است. هر روز بخش های بزرگ تری از طبقه متوسط ایران به سمت بخش نابرخوردار و فرودست جامعه روانه می شوند. اما رهبر جمهوری اسلامی و همراهانش در حاکمیت اقتداگرا معتقدند که نظام در موقعیت بدر و خیبر قرار دارد. موقعیتی که حتی نیازی به برگزاری انتخابات آزاد و سالم ، و شریک کردن مردم در مشکلات و تلاش برای حل و رفع بحران با استفاده از تمام نیروهای اجتماعی و بضاعت کارشناسی کشور، نمی بیند.
 

صدای میرحسین موسوی از زندان خانگی هنوز به گوش می رسد؛ تیرماه ۱۳۸۹ موسوی در مکتوبی اعلام کرد:

«اینکه بگوئیم این قطعنامه چون یک دستمال استفاده شده است مصائب ناشی از سیاستهای پر هیاهو و عوامفریبانه را تخفیف نخواهد داد. البته در این میان، فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تاثیری نخواهد داشت. برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثر خواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشتر معیشتی و اجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را از کشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم انداز بیست ساله خواهد کوبید. کدام عقل سلیم است که نداند کشور ما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟ سرنوشت کشورهای دیگر در منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه و میان تهی دولتیانشان افتادند و سرنوشت شوم و ترحم برانگیزی پیدا کردند باید جلوی چشم همه ما باشد.»
 

اگر موسوی آزاد بود و می توانست از تجربه ی تونس و مصر و لیبی و یمن بگوید و شرایط اقتصادی فاجعه بار اخیر کشور را ارزیابی می کرد، بی شک حرف های شنیدنی بیشتری داشت. هرچند که گوش های حاکمیت سرکوبگر و خودکامه در ایران، دیگر مدتهاست که نمی شنود.

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.