روز شمار حصر:
یک جنایت دیگر در زندان

ستار بهشتی بر اثر شکنجه بازجوها جان باخت/ صدای خواهر مقتول

یک جنایت دیگر در زندان
یک جنایت دیگر در زندان

خانواده ستار بهشتی می گویند: ستار هیچ گونه مریضی نداشت با پاهای خودش رفت زندان اما از پلیس امنیت به ما زنگ زدند و گفتند بروید یک قبر بخرید و بعد بیاید جنازه ستار را ببرید. ستار به جرم بیگناهی رفت. ستار سالم بود....

صدای خواهر ستار بهشتی

 

سایت کلمه، خبری منتشر کرده است مبنی بر اینکه صبح امروز ماموران پلیس امنیت به خانواده ی ستار بهشتی، زندانی سیاسی که هفته پیش بازداشت شده بود، اطلاع دادند که این جوان 35 ساله جان خود را از دست داده و آنها باید روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

هنوز کسی اطلاع دقیقی از درستی این خبر ندارد و بسیاری از کسانی که این خبر را در سایت کلمه خوانده اند هم پرسش های زیادی در ذهن شان به وجود آمده و با تردید به خبر نگاه می کنند. یکی از دوستان ستار بهشتی در این باره می گوید همه امید من این است که فقط خواسته باشند خانواده را بترسانند، نمی توانم خبر را باور کنم و فقط آرزو می کنم فردا که خانواده به کهریزک مراجعه می کنند این خبر تکذیب شود اما خانواده ستار سعیدی با اضطراب نگرانی به سوال ها پاسخ می دهند و می گویند به ما گفته اند بروید قبر بخرید و فردا بیاید پزشکی قانونی کهریزک جنازه ستار را تحویل بگیرید. .

ستار سعیدی وبلاگ نویس ۳۵ ساله ای بود که پیش از احضار شدن در وبلاگ خود نوشته است: 
دیروز بنده را تهدید می کنند به مادرت بگو به زودی رخت سیاه باید بپوشد، دهان گشادت را نمی بندی می گویم کاری انجام نمی دهم که لازم به بستن دهانم باشد می گویند وراجی زیاد می کنی، می گویم چیزی که می بینم ومیشنوم می نویسم، می گویند هرکاری بخواهیم می کنیم هررفتاری را انجام میدهیم شما باید خفه شوید و اطلاع رسانی نکنید وگرنه خفه خواهید شد بدون نام ونشان!

برخی از سایت ها نیز پیشتر از آثار ضرب و شتم بر بدن ستار بهشتی خبر داده بودند.

گفتگوی مسیح علی نژاد با خانواده ستار سعیدی را در مورد جزییات این واقعه بشنوید:

خانم بهشتی در مورد ستار بهشتی بعد از اینکه سه شنبه خبر بازداشتش منتشر شد می خواستم ببینم آخرین اطلاع تان چه هست ظاهرا خبر خوبی دریافت نکردید؟

سه شنبه هفته گذشته دوازده ظهر آمدند ریختند توی خانه و برادرم را بردند. بدون هیچ جرمی و بدون هیچ مدرکی. هیچی هیچی.... پشت ماشین شان هم نوشته بود گروه سیاسی فتا. همین و السلام. ما نه یک تماسی داشتیم. دست های برادرم را هم از پشت بسته بودند. دیروز یک آقایی به اسم نجفی آمده بود شماره من و شوهرم را گرفته بود که پیگیر کار آقای ستار بهشتی باید بیاید. دیروز می خواستند ماشین دنبال شوهرم بفرستند، شوهرم گفته خودش می رود. امروز صبح شوهرم رفته بود به او گفتند آقای ستار بهشتی مشکلی داشته، شوهرم گفت نه هیچ مریضی نداشت. واقعا هم برادرم هیچ مریضی نداشت، نه سیگاری می کشید حتی یک قرص سر درد هم نمی خورد. بدش می آمد. فقط اضطراب داشت همین .

خب بعد از این به همسر شما چه گفتند؟ آیا گفتند اتفاقی برای برادر شما در زندان افتاده است؟

به شوهرم گفتند بروید مادر و خواهرش را آماده کنید، قبر بخرید، فردا با ما هماهنگ کنید بیاید کهریزک جنازه را تحویل بگیرید. همین و هیچ چی دیگه نمی دونیم.

آخرین باری که مادرتان توانستند با ستار صحبت کنند کی بود؟ 
همان روز سه شنبه بود ساعت دوازه ظهر هیچ تماس دیگری با ما نداشت. هیچی.

آنطور که در خبرها خواندم محل زندگی شما رباط کریم بوده می توانم بپرسم برادر شما را کجا بردند و محل نگهداری برادر شما کجا بود؟

آن روزی که آمده بودند مادرم گفته بود بچه مرا کجا می برید گفته بودند تهران، مادرم گفته از کجا بفهمم ، مگر تهران کوچک است؟ آنها گفتند به شما خبر می هیم به شما زنگ می زنیم. همین، هیچ چی نمی دونیم. من برادرم را ندیدم.

آیا اصلا کسی به شما گفتند که برادر شما را به چه اتهامی دستگیر کردند؟

جرمی نداره نمی دانیم. به شوهرم گفتند خفه شو نپرس، شوهرم اصلا برادرم را ندیده بود، فقط بچه مرا دیده بود و گفته بود هر موقع من بنیامین را می بینم انگار سحر را می بینم ...من برادرم را ندیده بودم.

الان صدای گریه مادرتان را می شنوم آیا برای پیگیری جسد کاری کردید؟

من مادرم ناراحتی قلبی دارد، جنازه را نبیند می میرد. مادر من دوام نمی آورد.

ممنونم می دانم شرایط خوبی ندارید ولی همین قدر توضیحی که دادید ممنونم، خودم هم تماس می گرفتم امیدوار بودم خبر دروغ باشد...

گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. برادرم ۳۵ سال داشت، سنی نداشت، برای چی؟ فقط بگید برای چی برادرم مرد؟ تو را خدا به چه جرمی برادرم مرد. به جرم بی گناهی، به جرم بی گناهی ، به جرم بی گناهی ، به جرم بیگناهی اگه مرگ است، مرگ سیاوش است. تا ابد زنده است. ما افتخار می کنیم. اگر واقعا برادرم به جرم بیگناهی رفته ما افتخار می کنیم به او. از حالا تا فردای قیامت من خواهر ستار بهشتی هستم. خوش به حالم. افتخارم....سرم بالاست برادرم قاچاقچی نبود، معتاد نبود، ناموس دزد نبود، میهن فروش نبود، برادرم صاف و ساده از همه محل بیاید بپرسید می گویند روی سر این بچه قسم می خوریم.

می توانم بپرسم آیا برادر شما متاهل بود یا مجرد؟

مجرد بود . برادرم پناه مادرم بود. پدر و مادرم از هم جدا شده بودند، برادرم نان آور خانه بود. کس و کار مادر من برادرم بود. مادر من مریضه. مادرم فراموشی و پوکی و استخوان شدید دارد. مادرم را برادرم دکتر می برد. قرص های مادرم را می داد. حال مادرم خیلی خراب است که سر هشت روز خبر مرگ برادرم را دادند. برو پیگیر شو که برادرم مرا چی شد که مرد. کشتند؟ چی شد؟ چی شد؟ ما نمی دانیم. آخه برادر من صحیح و سالم بود. با پای خودش رفت دستبند زدند، سوار ماشین شد، حتی نگذاشتند یک کفش پایش کند.

مادر ستار بهشتی در انتهای مصاحبه می گوید:

من بچه ام را در راه خدا دادم، مادر اکبر محمدی، من بچه ام را در راه آنها دادم. بچه ام سالم بود، حتی یک قرص سر درد هم نمی خورد....با ستار از روزی که او را بردند حتی یک کلمه هم حرف نزدم حتی یک کلمه هم حرف نزدم.

 

فاجعه ای دیگر در زندان اوین

صبح امروز پلیس امنیت به خانواده ی ستار بهشتی، از سبزهای گمنامی که روز هفتم آبان ماه بازداشت شده بود اطلاع دادند که این جوان ۳۵ ساله جان خود را از دست داده و روز آینده برای دریافت پیکرش مراجعه کنند.

وبسایت کلمه که با خانواده این زندانی جنبش سبز گفت و گو کرده در خبر اولیه خود نوشته بود: "با توجه به اینکه هنوز جنازه ای تحویل  خانواده نشده، کلمه نمی تواند درباره ابعاد دقیق این خبر به طور قطعی قضاوت کند که آیا این یک سناروی امنیتی برای تهدید خانواده است یا فاجعه ای  است که به دنبال سرپوش گذاشتن بر روی آنند." اما "کلمه" ساعتی بعد و در خبری تکمیلی نوشت: ماموران امنیتی در تماس تلفنی دوباره با خانواده ستار بهشتی، از آنها خواسته اند فردا جنازه این زندانی ِ کشته شده را در کهریزک تحویل بگیرند.

به گفته شاهدان عینی از زندان اوین که در ملاقات با خانواده هایشان سخن گفته اند، ستار بهشتی در بازجویی ها به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و آثار کبودی و شکنجه بر تن و صورت و سر این زندانی سیاسی مشهود بوده است.

زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که ستار بهشتی یک شب را در آنجا سپری کرده بود روایت کرده اند که بدن این جوان زیر ضرب و شتم له شده و یک جای سالم در بدنش نبوده است.

خبرنگار وبسایت کلمه در این باره با خواهر ستار بهشتی تماس گرفته که خانم بهشتی گفته است: شوهرم را خواستند و به او گفتند برو مادرش را آماده کن. قبر بخر. فردا بیا جنازه را تحویل بگیر. همین. هیچ چیز دیگری نمی دانیم. نمی دانیم چرا کشتند. اصلا چی شد. نمی دانیم چی شد. داداشم سالم از خونه رفت. با پای خودش رفت. همه دیدند که سالم بود. برادرم  حتی قرص سر درد نمی خورد. سالم سالم بود.

ستار بهشتی هفتم آبانماه در منزل شخصی اش در رباط کریم توسط ماموران پلیس فتا بازداشت شد.

این زندانی سیاسی ۳۵ ساله و یک کارگر ساده است که در هنگام بازداشت نان آور خانواده اش بود.

ستار بهشتی که در بازجویی ها تحت فشار برای اعتراف و پذیرفتن خواست بازجویان فتا بوده است پس از مقاومت به صندلی بسته می شده و مورد ضرب و شتم قرار می گرفته است.

اما امروز صدای لرزان و گریه های خواهر ستار امان هر سوال پرسیدنی را از آدم می گیرد. جمله ای نداری و فقط به گریه هایش گوش می کنی. در حال خود نیست و مرتب می گوید: داداشم بود.. خدایا…خدایا… داداشم بود.. داداشم  رو کشتند و گفتند فردا جنازه اش را می دهیم.

صدای گریه های مادر از آن سو می آید و سوالی که خواهر ستار به مادر می گوید، نمی دانم شاید از دوستان ستار است. و بعد صدای گریه و شیونی که از اتاق بلند می شود و کلمه ی “ستار” که تکرار می شود.

وی ادامه می دهد: به شوهر من گفتند مریضی داشته، شوهرم هم گفته نه سالم بود. گفتند با هیچ جا مصاحبه نکنید اگه مصاحبه کنید پدرتان را در می آوریم. داداشم کاری نکرده بود چیکار مگر کرده بود. از آن سه شنبه که بردند تا الان هیچ خبری ازش نداشتیم که امروز خبرش را برایمان آوردند.

خواهر ستار بهشتی می گوید: به ما گفتند با جایی مصاحبه نکنید و حرف نزنید. گفتند ناراحتی قلبی داشته. چی کار کرده بود مگر برادرم؟ کاری نکرده بود. چی گفته بود؟ سه نفر آمدند و دستنبد زدند و بردند هیچ چیز نگفتند. تمام شد.

روز گذشته نیز مادر ستار بهشتی با تشریح نحوه دستگیری فرزندش به "سحام" گفته بود: نزدیک ظهر بود و من در خانه نشسته بودم وقتی صدای در آمد رفتم جلوی منزل، شخصی به من گفت آقا ستار هست؟ و هنگامی که من قصد داشتم درب منزل را ببندم فرد دیگری هم آمد و درب منزل را فشار دادند و وارد خانه شدند.

مادر این زندانی سیاسی در در ادامه گفت: من به مامورین گفتم شاید دخترم در منزل با لباس نامناسبی باشد که مامورین بدون توجه به حرفهای من وارد شدند و تمام وسایل از جمله کامپیوتر فرزندم و تمامی دست نوشته ها و مطالب وی را با خود بردند.

حتی برای بردن فرزندم اجازه نمی دادند تا لباسهایش را عوض کند. از یکی از مامورین خواهش کردم تا دستان فرزندم را باز کند و اجازه دهد تا فرزندم لباس خود را تغییر دهد که بهر حال یکی از دستان وی را باز کردند و از آن تاریخ تا کنون هیچگونه خبری به من نمی دهند که فرزندم را به کدام محل انتقال داده اند.

این مادر رنجدیده عنوان نمود من از طریق بستگان اطلاع پیدا کردم که در سایت ها، خبر فرزندم انتشار پیدا کرده که از ناحیه بدن بطور کلی (دست، پا، صورت) آسیب دیده و بازجوها از درمان وی خودداری می کنند.

خبر تکمیلی

ماموران امنیتی در تماس تلفنی دوباره با خانواده ستار بهشتی، از آنها خواسته اند فردا جنازه این زندانی ِ کشته شده را در کهریزک تحویل بگیرند.

این تماس تلفنی از سوی ماموران پلیس فضای تبادل اطلاعات با عموی ستار بهشتی انجام گرفته و از وی خواسته اند فردا به همراه خانواده برای تحویل گرفتن جنازه برادرزاده اش به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند.

بدین ترتیب احتمال ناامیدانه ای که در خبر قبلی مطرح شده بود مبنی بر اینکه شاید ماموران با این ادعا قصد آزار خانواده ستار بهشتی را داشته اند، نیز منتفی به نظر می رسد.

کشته شدن یک زندانی دیگر در اوین، آن هم حدود ده روز پس از بازداشت و در پی شکنجه های تکان دهنده ای که برای افشای ابعاد آن هنوز باید منتظر بود، فاجعه ای است که مشخص نیست مسئولان قضایی و امنیتی چگونه می خواهند پاسخگوی آن باشند و چه توضیحی در این باره برای مردم و خانواده ی این زندانی دارند که فرزندشان پشت دیوارهای زندان نظارت ناپذیر اوین، زیر شکنجه کشته شده است.

در همین حال وبسایت سحام نیوز نیز در گفت و گویی با مادر و عموی ستار بهشتی، به انتشار جرییاتی از این فاجعه پرداخت.

در این گزارش آمده است، مادر آقای بهشتی در حالی که به شدت گریه می کرد و نام ستار را فریاد میزد می گفت: “امروز به ما تماس گرفتند که فردا بیایید جنازه را تحویل بگیرید؛ اعتراف نکرده.”

مادر این شهید جنبش سبز که قادر به ادامه صحبت نبود از خبرنگار خواست تا با عموی ستار صحبت کند. 

عموی ستار بهشتی گفت: “از ما خواسته اند فردا صبح پس از هماهنگی با ماموران به کهریزک مراجعه کنیم و جنازه را تحویل بگیریم.”

عموی ستار در ادامه می گوید: ” تا امروز هیچ خبری از وی نداشتیم. تا اینکه امروز دامادمان را احضار کرده اند و به وی میگویند که ستار فوت کرده و به مادر و خواهر وی اطلاع دهید.”

عموی این شهید جنبش افزود: “هنگامی که علت فوت را جویا شدیم به ما گفتند خفه شوید و به شما ربطی ندارد”.

خانواده ستار بهشتی همچنان امیدوارند که این خبر دروغ باشد.

بنا به گفته عموی این زندانی سیاسی، وضعیت روحی مادر وی به شدت وخیم است و ستار تنها نان آور و پرستار وی بوده است.

63310_10151210531391597_264045423_n.jpg

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.