روز شمار حصر:
گزارش اختصاصی ندای سبز آزادی از کنگره اتحاد جمهوری‌خواهان

ارزیابی اوضاع اقتصادی و سیاسی ایران

گزارش اختصاصی ندای سبز آزادی از کنگره اتحاد جمهوری‌خواهان
گزارش اختصاصی ندای سبز آزادی از کنگره اتحاد جمهوری‌خواهان

ندای سبز آزادی ـ صاحب‌نظران سیاسی و اقتصادی در نخستین روز کنگره پنجم اتحاد جمهوری‌خواهان ایران، به ارزیابی اوضاع ایران پرداختند و دغدغه‌ها و راه حل های پیشنهادی خود را مطرح کردند.

به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی، در نخستین روز این نشست که با حضور حدود 200 نفر از صاحب‌نظران، کنشگران مدنی، فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران در کلن آلمان برگزار شد، مهرداد عمادی، حسن شریعتمداری، علی مزروعی، ملیحه محمدی، بهروز بیات و علی هنری ملاحظات خود را بیان کردند و در مورد اوضاع اقتصادی و سیاسی ویژه ی ایران، سخن گفتند.

دکتر مهرداد عمادی، صاحب نظر اقتصادی در مورد اوضاع اقتصادی امروز ایران با تاکید بر این نکته که «ممکن است رکود اقتصادی شدید داشته باشید اما این بحران اقتصادی نباشد»، اظهار داشت: «بحران اقتصادی یعنی تمام شاخص های عمده اقتصاد در حوزه منفی باشد؛ تولید پایین برود، سرمایه گذاری کاهش یابد؛ بازدهی نیروی کار پایین برود؛ تقاضا برای کالاهای واسطه ای و سرمایه ای کم شود.»

وی توضیح داد که در چنین شرایطی، سیستم بانکی هم دچار کسری سرمایه می شود و صادرات و مازاد بودجه دولت نیز کاهش می یابد.

عمادی تصریح کرد که «افزایش در تولید ناخالص ملی گذراست؛ به عقیده ی من یک روند نیست. بعد از نفت، خودروسازی بزرگترین بخش ایران است که دچار کاهش شدید حدود 40 درصدی شده است. ما هنوز در وضع بحران اقتصادی نیستیم؛ و حتی در همسایگی بحران هم نیستیم. طبقه متوسط ایران سرمایه ی اندوخته ی خوبی دارد.» وی در عین حال افزود: «البته خطر این است که به سمت بحران اقتصادی برویم.»

در ادامه ی جلسه، دکتر علی مزروعی، عضو ارشد جبهه مشارکت، در مورد احتمال بروز شورش و آشوب متاثر از گرانی و تورم افسارگسیخته، تاکید کرد که «برداشت من از تاریخ معاصر ایران این است که ما هیچ وقت شورش نان نداشته ایم؛ تظاهرات اعتراضی اخیر هم یک روزه و گذرا بود. این طور نیست که مردم متاثر از فقر معترض شوند؛ چون همپوشانی و کمک اجتماعی وجود دارد. گمان نمی کنم گرانی های اخیر و بحران موجود منجر به اعتراض معیشتی و شورش شود.»

مهندس حسن شریعتمداری، فعال سیاسی جمهوری‌خواه مقیم آلمان اما نظری متفاوت داشت؛ او تاکید کرد: «مرحله ی فروپاشی و بحران اقتصادی شروع شده. مدتهاست طبقه متوسط فرهنگی ما در فقر و زیر خط فقر زندگی می کند. این با طبقه متوسط اقتصادی فرق دارد.»

وی با بیان این نکته که «ما هیچ وقت ما شاهد چنین وضعی نبوده ایم که دولت هیچ طرحی برای خروج نداشته باشد» افزود: «اگر راهی پیدا نشود، صحبت از مسالمت و عدم اعتراض انتزاعی است.»

شریعتمداری همچنین اظهار داشت: «این که در تاریخ معاصر اعتراض رخ نداده، دلیل بر عدم وقوع آن در آینده نیست.»

در ادامه جلسه، ملیحه محمدی، فعال سیاسی جمهوری‌خواه مقیم آلمان اظهار داشت: «بحرانی که در ایران هست از نوع بحران های فزاینده و حادث از مشکلات تلنبار شده است. بحران مدیریت حاصل انباشت مشکلات افتصادی و سیاسی است. در ایران این دو همپای هم می آید.»

دکتر بهروز بیات، صاحب‌نظر فیزیک هسته‌ای و فعال سیاسی مقیم اتریش، با بیان این نکته که «وضع اقتصادی به عنوان عامل شروع اعتراض های اقتصادی نقش خیلی مهمی ایفا می کند» افزود: «بین سال 1976 تا 1977 رشد تولید ایران از 10 درصد به منفی 15 درصد رسید. نتیجه ی این وضع، بیکاری و دیگر مشکلات منتهی به شورش اجتماعی، البته در یک بستر فرهنگی است.»

بیات افزود: «مدیریت اقتصادی پایدار وقتی ممکن است که وضع دموکراتیک حاکم باشد.  دادگستری بی طرف یا عدم تبعیض بین کارگر و کارفرما، ازجمله شاخص ها و شواهد آن است.»

وی همچنین گفت: «افزایش آبپاش وار یارانه و توزیع آن در جامعه، پیامدهای سوء اقتصادی ـ اجتماعی خود را دارد.»

علی هنری، فعال ملی و پژوهشگر شبکه های اجتماعی نیز در تبیین ارزیابی خود گفت: «باید توجه داشت که بین نارضایتی و اعتراض فاصله است. زمانی نارضایتی به اعتراض می رسد که انگیزه مشارکت برای اعتراض باید وجود داشته باشد. این انگیزه تنها با محاسبه ی «هزینه ـ فایده» ایجاد نمی شود؛ در همین محاسبه نیز  نتیجه، تاثیر و میران توفیق کنش را درنظر گرفته می شود.»

وی تصریح کرد: «انگیزه مشارکت به عوامل دیگری چون هویت و احساس تعلق و پیوند به یک اعتراض اجتماعی، تعیین کننده است. درگیر بودن در شبکه های اجتماعی و جای‌سازی نیز از عوامل انگیزاننده برای مشارکت در یک اعتراض جمعی است.»

هنری توضیح داد که «فروکش کردن خشم در جنبش سه سال اخیر، کمرنگ شدن هویت جنبش سبز و نیز منفک شدن افراد از شبکه های اجتماعی از عوامل کاهش انگیزه در اعتراض هستند که برای تبدیل نارضایتی به اعتراض باید به این موارد توجه کرد.»

شش ماه بعد حسرت این روزها را می خوریم

در ادامه ی جلسه، مهرداد عمادی با بیان این نکته که «بازسازی اقتصادی و رفاه اجتماعی رفتارها را مدنی تر می کند و کنش ها را مسالمت آمیزتر»؛ در ارزیابی از وضع بهم ریخته ی اقتصاد، تصریح کرد: «تا وقتی مدیران ما این گونه عمل و نگاه می کنند، وضع بدتر خواهد شد؛ اگر همین روال پیش رود گمان می کنم شش ماه دیگر به این روزها نگاه کنیم و بگوییم چه روزهای خوبی بود.»

مزروعی هم اظهار داشت: «نمی شود از بحران اقتصادی موجود، شورش و یا جنبش اجتماعی را انتظار بکشیم. آنچه در ایران به عنوان بحران اقتصادی ظاهر شده، عمده اش متاثر از سیاست های دولت است، و تلنبار آن نواقص و ناشی از اجرای سیاست های غلط، با تحریم ها خودنمایی کرده و بیرون زده است. قوای سه گانه همه گیج شده اند و نمی دانند چه کنند و رهایی از این وضع در گرو اصلاح مدیریتی است.»

شریعتمداری اما زاویه دید متفاوتی با مزروعی داشت؛ او تصریح کرد: «سوء مدیریت احمدی نژاد ناشی از سوء مدیریت سه دهه ای نظام ایدئولوژیک است. اما فراموش نکنیم که تحریم سیستم بانکی کشور را فلج کرده. تا اراده ی آقای خامنه ای تغییر نکند و جام زهر نوشیده نشود، وضع تغییر نمی کند؛ حتی اگر تحریم ها را 30 درصد موثر بدانیم.»

شریعتمداری همچنین افزود: «ایرانی دموکراسی می خواهد؛ محاصره ی جامعه مدنی کشور را به این وضع دچار کرده است. آقای خامنه ای تاکنون از کوچکترین اصلاحات در ایران جلوگیری کرده است. شکل حقیقی و حقوقی نظام همواره یکی بوده، و تا این نشکند وضع تغییر نمی کند.»

مزروعی اما در دفاع از دیدگاه خود، توضیح داد: «ساده سازی مسائل مشکل ما را حل نمی کند. این که تصور کنیم در ایران فقط آقای خامنه ای تصمیم گیر است، درست نیست. همه نقش داریم. مجموعه ی تعاملات در دولت و جامعه موثر است؛ و رهبری هم در این فضا عمل می کند. چرا در دوران اصلاحات ایشان نمی توانست چنین کند؟ چون مجلس و دولت اصلاحات در برابر سیاست ها و رویکردهای ایشان مقاومت می کرد.»

این عضو ارشد جبهه مشارکت که پس از انتخابات از کشور خارج شده و هم اینک مقیم بلژیک است، تصریح کرد: «من 10 سال پیش و 20 سال پیش این طور به حقوق بشر و دموکراسی نگاه نمی کردم. این وضع در دیگر لایه های اجتماعی نیز وجود دارد. همه تغییر کرده اند؛ این را بپذیریم.»

نقد اصلاحات و مصاحبه محمدرضا خاتمی

هنری از منظری متفاوت با شریعتمداری و مزروعی، دیدگاهی دیگر را تبیین کرد: «جنبش سبز ارتقاء یافته ی جنبش اصلاحی است. وقتی هویت جنبش سبز کمرنگ شود، گفتمان اصلاحات و گفتمان سرنگون طلبی برجسته تر می شود. جنبش سبز امتداد اصلاحات بود اما دو تفاوت عمده داشت: یکی مشارکت مردم در تحولات سیاسی و اجتماعی دیگر مانند دوران اصلاحات محدود به شرکت در انتخابات نیست. دیگر بحث نگاه به مبارزه غیرخشونت آمیز است. در دوره اصلاحات، تمام صحبت این بود که کاری نکنیم که حکومت به خشونت متوسل شود. در جنبش سبز اما گفته شد ما خودمان خشونت نمی ورزیم؛ کاری نداریم حکومت عصبانی شود یا نه.»

او افزود: «امروز اصلاح طلبان دوم خردادی باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا بدون پایگاه مردمی و حضور مردم می توان تغییری را دوباره سامان داد؟»

در ادامه ی جلسه، دکتر بهروز بیات در پاسخ به پرسشی در مورد مصاحبه اخیر دکتر محمدرضا خاتمی، اظهار داشت: «اگر انتخابات در ایران، آزاد و همراه با گشایش آشکار به سمت دموکراسی نباشد، در درازمدت نتیجه نخواهد داد و بی حاصل خواهد بود.»

مزروعی در پاسخ به نقدهایی که متوجه جبهه مشارکت شد، گفت: «از سال 1384 اصلاح طلبان در مقام نقد عملکرد خود، رسیدند به این که باید به جامعه مدنی توجه کنند. اصلاح طلبان نگاه دوچشمی به حکومت و جامعه مدنی را در پیش گرفتند. جنبش سبز یک باره متولد نشد؛ بلکه جنبشی مبتنی بر جامعه مدنی و شبکه ها و نهادهای مدنی ایجاد شد.»

وی همچنین تاکید کرد که «نمی شود خیلی بین اصلاح طلبان و سبزها فاصله گذاشت؛ تفاوت ها معنادار نیست. تاج زاده و قدیانی اصلاح طلب هستند یا سبز؟ اگر دوستان ما بر انتخابات تاکید می کنند به خاطر این است که مردم در آن حضور حداکثری اجتماعی دارند. فرصت انتخابات از این زاویه معنا می یابد. صحبت آقای محمدرضا خاتمی در شرایط خاص داخل کشور انجام شده است. این را فراموش نکنیم.»

مهندس شریعتمداری اما نقدی دیگر داشت: «آقای خاتمی می توانست در مصاحبه اش برخی مطالب را نگوید. در نگاه جمهوری اسلامی، برانداز یعنی کسی که حفظ نظام برایش اوجب واجبات نیست، و دموکراسی برایش مهم است. حتی علی مطهری بهتر از آقای خاتمی موضع گرفته، چون براندازها را فقط پژاک و مجاهدین دانسته است.»

وی تاکید کرد: «پیشنهاد ما انتخابات آزاد با نظارت بی طرفانه طبق استانداردهای بین المللی و مبتنی بر توافق بین المجالس است که جمهوری اسلامی هم پذیرفته است.»

مزروعی بار دیگر ملاحظات خود را در برابر نقدها توضیح داد: «آقای خاتمی در همین مصاحبه نظام را تعریف می کند و می گوید نظام جمهوری اسلامی باید دموکراتیک باشد. و تصریح تاکید کرده که قانون اساسی فقط ولایت فقیه نیست. پیشنهاد می کنم دوستان و منتقدان تاملات راهبردی جبهه مشارکت را بخوانند. ما از قرائتی از نظام دفاع می کنیم که دموکراتیک باشد؛ نه از قرائت و رفتار اقتدارگرایانه. مشکل ما اما این مصاحبه نیست؛ راه حل نیروهای سیاسی ممکن است متفاوت باشد. مهم چشم انداز دموکراتیک است.»

وضع جامعه مدنی بهتر شده

در ادامه جلسه، ملیحه محمدی اظهار داشت: «آقای شریعتمداری می گویند هرچه جلو آمده ایم وضع بدتر شده؛ درحالی که من معتقدم جامعه مدنی ایران پیش آمده و رشد کرده است. مردم ایران در جنبش دموکراسی خواهانه ی خود یش آمده اند. توانایی های جنبش دموکراتیک ایران افزایش یافته است.»

این فعال سیاسی جمهوری خواه تصریح کرد: «مطالبه محوری که جنبش سبز مطرح کرد در مقام بلوغ جنبش اصلاحات، خیلی مهم است. ما در میانه ی راهیم. معلوم است که جنبش بالغ نشده. زندانی سیاسی امروز معنایی متفاوت دارد؛ زندانی سیاسی امروز دارد در جامعه زندگی می کند؛ مواضع اش را بیان می کند و خود را به حاکمیت تحمیل می نماید.»

دکتر عمادی ضمن تایید نگاه و ارزیابی محمدی، افزود: «اگر به کشوری مثل کره نگاه کنیم سندیکاهای کارگری خیلی فعالند؛ اگر به ترکیه نگاه کنیم فعالان کارگری و کرد و زنان و چپ، زمانی همه در زندان بوده اند؛ اگر به پرتغال زمان سالازار نگاه کنیم می بینیم چه وضع دشواری در این کشور حاکم بوده؛ خلاصه آن که دموکراسی احتیاج به زیرسازی و مقدمات دارد. باید «سیمان» ساختمان وجود داشته باشد. من هم معتقدم ما پیش رفته ایم چون دموکراسی حرکتی آهسته و تدریجی است. خیلی چیزها در جامعه شفاف شده است. این که حکومت به حرف من اقتصاددان گوش می کند یا نه، مهم نیست؛ مهم این است که من مسئولیت خودم را انجام دهم. من باور ندارم که تمام آنچه در این رژیم انجام شده منفی بوده؛ البته معتقدم الان دارد کارهای پرهزینه ای در کشور صورت می گیرد. در شیلی عفو عمومی دادند؛ دموکراسی به این نیاز دارد.»

شریعتمداری در واکنش به سخنان محمدی و عمادی، گفت: «معلوم است که جامعه ایران پیش رفته؛ اما این دستاورد نظام سیاسی نبوده، بلکه مقاومت جامعه مدنی و دستاورد آن بوده است. ما که مخالف اصلاحات نبودیم؛ مسئله این است که دستاورد اصلاحات موقعی تثبیت می شود که بتواند ساختارهای قانونی را اصلاح کند.»

قانون اساسی؛ ساختار حقیقی، ساختار حقوقی

در ادامه ی جلسه شریعتمداری به بحث دیگری اشاره کرد: «متاسفانه اصول مادام العمر قانون اساسی که غیردموکراتیک ترین اصول آن هم هست، دست را برای اصلاح قانون بسته است. این نهاد شورای نگهبان است که قانون اساسی را تفسیر می کند؛ مسئله این است که قانون اساسی دستاوردهای جامعه مدنی را تضمین و تثبیت نمی کند.»

علی هنری در نقد سخنان شریعتمداری گفت: «من جنبش سبز را یک ظرف واقعی و موجود می دانم؛ سهم من به عنوان یک جمهوری خواه و سکولار سبز از این جنبش به اندازه ی دیگر ناظران و کنشگران است. وقتی تغییر را امکان ناپذیر می کنیم، مشکلات بروز می کند. وقتی قانون اساسی مانع عمده و اولیه ارزیابی می شود، برخی لایه های اجتماعی ممکن است کناره گیرند. جامعه باید انگیزه اقدام داشته باشد و احساس موثر بودن فردی و کنش جمعی داشته باشد.»

این پژوهشگر علوم اجتماعی تصریح کرد: «صحبت از دموکراتیزاسیون که ملموس و نزدیک است باید جایگزین بحث دموکراسی و طرح افق های دور و غیرملموس شود.»

علی مزروعی نیز با نقد نگاه و رویکرد شریعتمداری، گفت: «هدف ما چیست؟ استراتژی ما چیست؟ اگر یک وضع دموکراتیک است، برای رسیدن به آن یک دوره گذار داریم. مشکل ما همین گذار است. ما یک ساختار حقیقی داریم و یک ساختار حقوقی. اینها با هم در تعامل هستند و بر هم اثرگذار. نیروی اجتماعی باید چنان قوت داشته باشد که ساختار حقیقی را متاثر سازد. وقتی نیروی اجتماعی متبلور نیست، ساختار حقیقی خود را در ساختار حقوقی متعین و متبلور می کند.»

وی همچنین افزود: «تا وقتی که درآمد نفت در اختیار دولت است، فاتحه دموکراسی در ایران خوانده است. دولتی که درآمد نفت دارد، توان سرکوب دارد؛ چنان که شاه داشت و این رژیم نیز.»

مزروعی تصریح کرد: «در دوره گذار، می توان به این قانون اساسی به عنوان یک مبنا اتکا کرد؛ مشکل ما این نیست که قانون اساسی چه بوده، مشکل عدم حاکمیت قانون است. بهترین قانون هم که باشد بدون اجرا بی خاصیت است. مشکل ما ولایت فقیه نیست؛ هرچند یکی از مشکلات ماست. با این قانون اساسی قطعا نمی توان نظام دموکراتیکی داشت. اما راه حل چیست؟ موسوی می گوید باید یک مبنا داشته باشیم برای تغییر، و این نمی تواند جز قانون باشد.»

شریعتمداری به دیدگاه های مزبور واکنش نشان داد: «امروز بخش های مختلف جامعه و حاکمیت برداشت های به شدت متفاوتی از قانون اساسی دارند. قانون اساسی که خودش فصل الخطاب نباشد و هر گروهی تعریف خود را داشته باشد، بی حاصل است. من می گویم این را کنار بگذاریم و از انتخابات آزاد سخن بگوییم. اگر انتخابات آزاد به عنوان گفتمان غالب پذیرفته شود، با معیارها و لوازمش، می تواند مبنا باشد. آزادی زندانیان، آزادی احزاب، آزادی رسانه و امنیت مردم، اینها حوزه های مشترک است. باید بر مشترکات تاکید کرد.»

هنری هم اظهار داشت: «بحث قرائت نیست؛ وقتی اصلی وجود دارد در قانون اساسی که امکان تجمع سیاسی را قانونی می داند، این تصریح است.»

در ادامه جلسه، مزروعی گفت: «ما در جبهه مشارکت بیانیه ای در سال 85 آمده کردیم که در آن آمده بود، تنها راه حل پرونده هسته ای مذاکره با غرب است؛ شب عید سال 1386 از وزارت اطلاعات به دوستان ما زنگ زدند و گفتند اگر منتشر کنید جبهه مشارکت را می بندیم. نامه 136 نفر به آقای خامنه ای موضع اش مشخص است؛ 10 سال پیش ما صریح گفتیم برای گذشتن از بحران باید جام زهر نوشیده شود؛ البته چوب‌اش را هم خوردیم و همه ردصلاحیت شدند. اگر سیاست کلان تغییر نکند، تحولات روبنایی بی حاصل است. مطالبات اصلاح طلبان به صراحت ابراز خواهد شد: تغییر سیاست های کلان در داخل و خارج.»

هنری نیز اظهار داشت: «برای ما باید بحث مهم استفاده از فضای انتخاباتی و افزایش مشارکت مردم باشد. فراموش نکنیم که در انتخابات 1392 دو انتخابات ریاست جمهوری و شوراها هم زمان است. انتخابات را مقصد ندانیم؛ آن را به عنوان یک پروسه ببینیم. تصمیم گیری جامعه در قبال انتخابات و مشارکت جنبشی، متفاوت است و باید این را فهمید و متناسب با آن برنامه ریزی کرد.»

بیات هم در تبیین نوع نگاه خود به وضع سیاسی معطوف به انتخابات 1392 گفت: «برای مشارکت در انتخابات باید تحول اتمسفریکی در کشور به وجود آید؛ این را الان نمی بینیم؛ مثلا آزادی زندانیان سیاسی. این می تواند اتمسفر انتخابات را متاثر کند.»

محمدی هم با اشاره به نظر بیات، اظهار داشت: «فضای انتخابات و سیاسی کشور به ما خواهد گفت که چه نوع مشارکتی داشته باشیم. مشارکت فعال اجتماعی شاید برای طرح مطالبات ممکن باشد. شرکت فقط در انتخابات نیست؛ شرکت در پروسه انتخابات است.»

واکنش به خطر جنگ

محمدی در ادامه سخنان خود با اشاره به احتمال وقوع جنگ، گفت: «اگر وضع جنگی باشد، من بین بد و بدتر شاید مجبور به انتخاب شوم و یک اصول گرای میانه را حتی انتخاب کنم.»

شریعتمداری اما نظر متفاوتی داشت: «هستی ایران در خطر است؛ مسئله الان جنگ و تحریم است. اینها هستی کشور را به خطر انداخته است... نظام در پی این است که مخالف و منتقد هم انتخابات را مشروع بدانند. باید پیش شرط های انتخابات آزاد را مطرح کنیم؛ مطالبات حداکثری. بعد در مقطع انتخابات ارزیابی می کنیم که چه چیزی محقق شده و می توان مشارکت کرد یا نه. یکی از معتبرترین مدلهای گذار به دموکراسی، استراتژی اننخابات آزاد است. از حدود 140 کشور نیمی از آنها اینچنین به دموکراسی گذار کرده اند. اگر نمی توانیم روی مدل توافق کنیم روی پیش شرط هایش توافق کنیم. نیروی اجتماعی فقط در داخل کشور نیست. مدل و مهم این است که از همه ی نیروهای سیاسی بخواهیم برای انتخابات آزاد تلاش کنند؛ اکنون اغلب نیروها بر این تاکید دارند، حتی رضا پهلوی.»

در ادامه، بابک امیرخسروی، فعال پرسابقه ی چپ و جمهوری خواه مقیم پاریس که ازجمله حاضران در جلسه بود، نکاتی را بیان کرد و ازجمله گفت: «اگر بخواهیم برویم دنبال انتخابات آزاد و سالم، و تاکید بر پیش شرط های آن، ما از وضع اجتماعی فاصله خواهیم گرفت. و در برابر یک دولت قدرتمندی مثل جمهوری اسلامی، عملا به براندازی می رسیم. اگر قرار است کاری برای آزادی و دموکراسی ایران انجام دهیم باید در کنار نیروهای داخل کشور باشیم. باید از پیش شرطهای انتخابات آزاد بگوییم و برایش مبارزه کنیم اما در چهارچوب قانون اساسی.»

امیرخسروی تصریح کرد: «وقتی می توانید در این راه فعال شوید که به قانون اساسی ملتزم باشید و از جنبه های مثبت آن (حقوق ملت) بهره بگیریم. در ایران اصلاحات اقتصادی بدون اصلاحات سیاسی ممکن نیست؛ و این البته در پیوند با مسئله ی مناسبات خارجی است. اصلاحات سیاسی مقدم بر اصلاحات اقتصادی و کلید مشکلات است.»

بیات ولی به نکته ای متفاوت اشاره کرد: «در گذار، شاهد تغییر نظام هستیم. نمی خواهیم سر کسی را کلاه بگذاریم. وقتی صحبت از گذار می کنیم، بحث تغییر رژیم است و براندازی. کلمه ی براندازی الان مضمونی خشن یافته، ولی این عملا به معنای تغییر رژیم است.»

هنری اما نظری دیگر داشت: «جامعه ایران از خواست انتخابات آزاد عبور کرده؛ جوانان نوعی مشارکت در تمام ابعاد اجتماعی سیاسی می خواهند. از نوع لباس و محیط زیست تا دیگر حوزه ها. خواست جوانان ایران فراتر از انتخابات آزاد است و فروکاستن مطالبات به انتخابات آزاد به نوعی محدود کردن مشارکت عمومی است. پرسش کلیدی باید چگونگی استفاده از فضای انتخاباتی برای مشارکت و اعتراض باشد.»

محمدی در مورد احتمال وقوع جنگ و بحث واکنش به آن، گفت: «بحث جنگ هرچند الان فروکاهش کرده، اما همواره در کنار بحث تحریم روی میز غربی ها بوده و برای همین باید به آن حساس بود.»

شریعتمداری اما نظری متفاوت داشت: «خطر جنگ را بیهوده عمده نکنیم و چک سفید به رژیم ندهیم. اگر به غرب در مورد جنگ هشدار می دهیم به سردار جعفری و حاکمیت ایران هم هشدار دهیم. برجسته سازی بحث جنگ، درگیر ساختن ما میان دو وضع طاعون و وباست.»

عمادی هم دیدگاهی خاص داشت: «تحریم ها پرخطرتر از بحث جنگ است؛ البته این وضع تا نوامبر قابل پیش بینی است؛ معلوم نیست پس از انتخابات آمریکا چه وضعی پیش خواهد آمد.»

مزروعی نیز ابراز عقیده کرد: «روحانیت تا پای جنگ می رود اما نمی جنگد. من جنگ را الان خطر عمده نمی دانم. اما اگر وضع سوریه تغییر کند، احتمال ها فرق می کند.»

هنری هم گفت: «باید میان مخالفت جنگ در داخل و خارج تفکیک قائل شد؛ در داخل این درخواست معنادار است، اما در خارج، محکوم کردن حکومت در داخل، شاید به معنای چراغ سبز به خارج باشد.»